كه اقوى جواز است با ترس از تلف و حرمت آنست بىآن ، و آن مختار علامه است در مختلف ، و روايات منع حمل شوند بر پيشگيرى از مرض براى جمع ميان ادله - پايان - شهيد - روَّح - در دروس گفته : نوشيدن مايع نجسى براى ناچارى از تشنگى مباح است گر چه مى باشد در صورت نبودن آن ، و آيا همه مستكنندهها برابرند يا مى آخر آنها است ؟ ظاهر اينست كه جز او بر او مقدم است چون حرمت مى اجماعى است و حرمت جز آن در حال ضرورت مورد اختلاف است ، و اگر مى و شاش و آب نجس دارد اين دو مقدمند بر مى چون مستى نيارند و فرقى ميان بول خودش و ديگرى نيست .
جعفى گفته : در ضرورت بول خود را نوشد نه از ديگرى را ، و همچنين تناول آن براى معالجه جائز است چون ترياق يا سرمهكشيدن با مى كه هارون بن حمزه آن را از امام صادق عليه السّلام روايت كرده ، و روايات منع از ريختن آن را در چشم و مداوا به آن را به حال اختيار بايد حمل كرد ، و حسن استعمال مسكر را مطلقا منع كرده بخلاف اندكى از زهرهاى حرام در صورت ضرورت براى آنكه حرمت مى تعبديست ، در خلاف گفته : مداوا با مى مطلقا جائز نيست و نه رفع عطش با آن ، ابن ادريس هم در يك قولش در باره مداوا از او پيروى كرده ، و نوشيدن بناچارى را تجويز كرده و در قول ديگر هر دو را تجويز كرده .
شيخ ابن فهد - قد - در كنز العرفان : گفته : حرام است مداوا با مى به اجماع بسيط و مركب و اما دفع تلف بوسيله آن قولى است بمنع نيز و حق جواز آنست براى حفظ جان و همچنين باشند مسكرات ديگر ولى باقى مسكرات بر خمر مقدمند .
در مهذب گفته : مداوا با مى يا مسكرات ديگر يا محرمات جائز نيست ، و نوشيدن مى براى حفظ جان مباح است ولى براى پيشگيرى از بيمارى مباح
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 73
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٣