تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
27 - طب النبى : فرمود : خدا دردى نيافريده جز كه برايش درمانى آفريده جز مرگ دعائم الاسلام : از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم و امامان راستگوى خاندانش رواياتى داريم در باره معالجه و مداوا و حلال و حرام آن ، و آنچه از آنها رسيده براى كسى كه بپذيرد و خوش باور است بركت است و درمان ان شاء اللَّه نه براى ناباورى كه خواهد آنها را بيازمايد . 28 - و از امام صادق روايت است كه روزى نزد محمّد بن خالد امير مدينه حاضر شد ، و محمّد از درد دلش به دو شكايت كرد ، فرمود : بسند پدرانم برايم بازگو شده از علي عليه السّلام كه مردى نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از درد درونش شكايت كرد ، فرمودش يك شربت عسل برگير و سه تا سياه دانه يا پنج يا هفت در آن بيفكن و آن را بنوش و بفرمان خدا خوب ميشوى ، آن مرد چنين كرد و خوب شد تو هم آن را به كار بند ، يكى از اهل مدينه كه حاضر بود اعتراض كرد كه اين حديث بما رسيده و آن را به كار بستيم و سودى نداشت ، امام عليه السّلام خشميد و فرمود : خدا بدان معتقدان به خود و باور داران رسولش را سود بخشد و منافقان و ناباوران رسول صلى اللَّه عليه و آله از آن سود نبرند و آن مرد سر به زير افكند . 29 - و از همانست كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : مداوا كنيد كه خدا دردى نداده جز آنكه با آن درمانى داده مگر مرگ كه درمان ندارد . 30 - و از او است عليه السّلام كه گروهى از انصار بوى گفتند يا رسول اللَّه راستى ما را همسايه‌ايست كه دلش درد كند بما اجازه ميدهى او را مداوا كنيم ؟ فرمود : با چه او را مداوا كنيد ؟ گفتند : يك يهودى اينجا است كه اين درد را مداوا كند ، فرمود : با چه ؟ گفتند شكمش را ميشكافد و چيزى از آن بيرون مىآورد ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آن را بد شمرد ، دوباره سه باره به آن حضرت باز گفتند فرمود : هر كار خواهيد بكنيد ، و آن يهودى را خواستند و شكمش را شكافت و چرك و پليدى بسيارى از آن برآورد و آن را شست و دوخت و مداوا كرد و خوب شد ، و