شده كه امام صادق عليه السّلام فرمود : در گذشته پزشك را معالج ميناميدند و موسى بن عمران عليه السّلام گفت : پروردگارا ، درد از كيست ؟ فرمود : از من گفت : درمان از كيست ؟ فرمود : از من گفت : پس مردم با معالج چه كار دارند ؟ فرمود :
بوسيله او دلشان خوش مىشود ، و از آنجا پزشك را طبيب ناميدند و اصل آن مداواكننده است ، پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : كسى كه حمد او را شفا ندهد درمان ندارد .
شيخ مفيد - قده - در شرح عقائد گفته : طب درست است ، و دانش پزشكى پا برجاست و راه آن وحى است ، و دانشمندان آن شاگردان پيغمبرانند ، زيرا دانستن حقيقت دردها راهى ندارد جز شنيدن از انبياء ، و شناخت دارو راهى ندارد جز توفيق از خدا ، پس ثابت شد كه راهش دريافت از داناى نهانها است كه خدا تعالى است ، و اخبار امامان بايد تفسير شود بگفته امير المؤمنين عليه السّلام كه شكمبه خانه دردها است و پرهيز سر داروها است و بايد خود را بدان چه شيوه دارى بدارى .
و بسا مردم برخى بلاد داروئى براى دردى دارند كه رخ دهد بدانها كه اگر مردم بلاد ديگرش به كار بندند براى همان درمان درد آنها را بكشد ، و براى مردمى كه بدان عادت دارند شايد و براى آنها كه خلاف آن عادت را دارند نشايد .
و امامان عليهم السّلام برخى دردمندان را ميفرمودند تا آنچه زياندارد به كار زنند و زيان نميزد ، و اين براى آن بوده كه ميدانستند مايه بيمارى پايان يافته و به كار بردن آن با تندرستى است كه نميدانسته و آن را از سوى خدا ميدانستند بر سبيل معجزه و برهان امامت خود و خرق عادت ، و مردمى گمان بردند كه اين درمان با وجود مايه بيمارى هم مورد دارد ، و اشتباه كردند و زيان ديدند از آن و اين قسمى است كه ابو جعفر صدوق آن را ياد آور نشده با اينكه در اين باب مورد اعتماد است ، و وجوه ديگرى كه ما بعد از اين ياد كرديم همانست كه او ياد كرده و احاديث براى احتمالاتى كه او گفته محتملند چنانچه ما
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٧