و اين حديث دليل خطاء كسى است كه مدعى صرف توكل است در بيمارى و معالجه نميكند .
و وصف كرد صلى اللَّه عليه و آله « شبرم را باينكه گرم است و اگر معالجه بدارو درست نبود ، شبرم را وصف چنانى نميكرد ( شبرم دانهايست چون نخود كه آن را بپزند و براى مداوا بخورند - از نهايه ) فائده حديث واداشتن بمعالجه بيمارى است با دارو و راوى آن ابو هريره است .
و گفته : شفاء به شدن از بيماريست ، كه گوئى ( شفاه اللَّه ) و چنانچه نبى ميفرمايد : چنانچه درد از خدا تعالى است درمان هم از او است بخلاف گفته ماديها كه درد از غذاء است و شفا از دواء ، و اگر گفته شود : شيوه خدا است كه برخى مردم در بعضى احوال از غذائى زيان بينند سخن درستى باشد بجان خودم ولى همان كار خداست تعالى گر چه خوردن آن خوراك سبب آنست .
و از پزشك عرب « حارث بن كلده » پرسيدند از خوردن خوراك روى خوراك گفت همانست كه مردم را نابود كند و درندهها را در بيابان از ميان برد و خوراك روى خوراكى كه هضم نشده درد كشندهاى دانسته ، و اين شيوه بيشترين است كه خدا تعالى اجراء كرده ، جز آنها كه معدههاى آتشين دارند كه هر چه در آنها رود هضم كنند و همه بقدرت خدا جلّت عظمته وابسته است ، و در شأن ورود اين حديث گفتند : مردى در زمان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله زخم خورد و فرمود :
برايش پزشكى بياوريد ، گفتند : يا رسول اللَّه پزشك سودى دهد ؟ فرمود : آرى خدا دردى نداده جز آنكه درمانى برايش نهاده ، سود حديث تشويق بمداوا كردن و درمانجوئى از معالجه است و مراجعه بپزشك و دانشمندان طب و راوى حديث هلال بن يساف است .
26 - در تهذيب ، بسندش از محمّد بن مسلم كه از امام پنجم پرسيدم از مردى كه معالجه درد مردم مىكند و مزد ميگيرد ، فرمود : باكى ندارد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٤