تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
آن را شكافتم و مرد ، شيعه گفتند : در خون پسرت شريكى آن را به امام دهم عليه السّلام نوشتم و او نگاشت : اى احمد در آنچه كردى بر تو گناهى نيست همانا تو درمان خواستى و مرگش در آن بوده كه تو كردى . 23 - در قرب الاسناد : بسندش از علي بن جعفر كه از برادرم امام هفتم عليه السّلام پرسيدم از بيمار كه او را داغ كنند يا برايش دعا بگيرند و بر او وردى بخوانند ؟ فرمود گناه ندارد هر گاه ورد خوانده شود بدان چه بفهمد . توضيح : بدان چه بفهمد يعنى معنايش را بداند از قرآن و دعاء و ذكر نه بدان چه نفهمد از نامهاى سريانى و عربى و هندى و مانند آنها چون منطرهاى هندى ، زيرا بسا كه كفر و هذيانست ، يا مقصود اينست كه خوبى آن را بداند بوسيله خبرى يا روايتى كه در باره آن وارد است ، و نخست روشنتر است ، و احوط اينست كه با آن دميدن نباشد خصوص در گره ، و تمام سخن در اين باره در كتاب دعاء است . در نهايه ( ج 2 ص 98 ) گويد : رقيه چند بار در حديث ذكر شده و آن تعويذيست كه آفت زده را با آن افسون كنند چون تب دار و غشى و آفتهاى ديگر ، در برخى احاديث جواز آن رسيده و در برخى نهى از آن . جواز در اين روايت است كه « افسونش سازيد كه نظرش كردند » يعنى برايش بخواهيد كسى كه افسونش كند ، دليل نهى اينست كه « نه رقيه خواهند و نه داغ كنند » و احاديث بهر دو معنا بسيارند و جمعش اينست كه رقيهء بد آنست كه بجز زبان عربى باشد و بنامهاى خدا تعالى و صفاتش و كلمات كتابهاى او كه فرو آورده و يا معتقد باشد كه رقيه بناچار سودمند است و بدان اعتماد كند كه در حديث است « توكل ندارد به خدا كسى كه رقيه و افسون خواهد » و آنچه بخلاف اينها است بد نيست چون تعويذ از قرآن و نامهاى خدا و آنچه روايت شده كه فرمود به كسى كه از قرآن بيمار را ورد ميخواند و مزد ميگرفت : هر كه بورد باطل مزد گرفته تو برقيه حق مزد گرفتى .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 62 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى