و چون فرمودهء آن حضرت در حديث جابر كه آن نوشتهها را به من نشان دهيد و آنها را بوى نشان داديم فرمود گناهى ندارد ، همانا مايه اعتمادند ، مثل اينكه نگران بوده در آنها چيزى باشد از آنچه ميگفتند و معتقد بودند در زمان جاهليت از شرك و بتپرستى ، و آنچه به زبان جز عرب است و معنايش مفهوم نيست و نميتوانش فهميد به كار بردنش روا نيست ، و اما اينكه فرموده « رقيه نباشد جز چشم زخم و گزيدگى » مقصود اينست كه رقيهاى سودمندتر و بهتر براى آنها نباشد چنانچه در معنى « لا فتى الّا علي » گفتند . و البته آن حضرت چند تن از اصحابش را فرمود كه رقيه دهند ، و جمعى را شنيد افسون ميكنند و انكار نكرد ، و اما حديث ديگر كه در وصف اهل بهشت فرموده : اهل بهشت كه بيحساب در آن درآيند آنانند كه نه رقيه خواهند و نه داغ كنند و بپروردگارشان توكل كنند ، اين در وصف اولياء روگردان از اسباب دنيويست كه به چيزى از علائق آن رو نكنند ، و آن درجه خواصّ است و ديگران بدان نرسند ، و اما عوام در مداوا و درمان رخصت دارند ، و هر كه بر بلا شكيبا باشد و چشم به راه گشايش از خدا باشد و دعا كند از خواص و اولياء خداست ، و هر كه شكيب ندارد به او رخصت رقيه و معالجه و درمان داده شده - پايان - .
و شهيد - قده - افسونها و عزائم بالفاظى كه معناشان مفهوم نيست و به ديگرى زيان دارند از محرمات شمرده .
24 - در خصال ( 161 ) : بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه : مسلمان مداوا نكند تا بيماريش بر صحتش چيره گردد .
25 - الشهاب : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : مداوا كنيد زيرا آنكه درد داده دوا هم فرو فرستاده فرمود صلى اللَّه عليه و آله و سلم خدا دردى ندهد جز اينكه شفاء آن را هم بدهد . . . . .
فرمود : معالجه كنيد و سخن نكنيد كه آن خدا كه بيمار كند دواهاى درمانى را هم بلطف صنعش آفريده و برخى گياهها را و چوبها را و صمغها را و سنگها را وسيله درمان بيماريها و دردها ساخته ، و آنها دليل نيروى بزرگ و رحمت واسع او باشند
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٣