تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
از آنكه مرا گرفتار ذات الجنب كند ، گفت فرمود : داروى صبر در دهانش ريختند . گويم : اسمحيقون در كتب لغت و طب يافت نشد و در كتب طب اصمطخيقون آمده كه دانه‌ايست مسهل براى سوداء و بلغم و شايد همين بوده و تصحيف شده ، دلالت دارد كه مداوا به حرام مطلقا جائز نيست چنانچه ظاهر بيشتر اخبار است و آن خلاف مشهور است ، و حمل شده به صورت عدم اضطرار و انحصار . و نقل درد پيغمبر را گواه مداواى بداروهاى تلخ آورده و اينكه فرموده از ذات الجنب بر كنارم براى اينست كه اين بيمارى مايه پريشانى خرد و مغز است غالبا . 17 - در كافى ( 194 ) : بسندش از يونس بن يعقوب كه به امام ششم عليه السّلام گفتم : كسى دارو نوشد و رگ برّد و بسا از آن سود برد و بسا هم او را بكشد ، فرمود : ببرد و بنوشد . 18 - و از همان ( 373 ) : بسندى از عثمان احول كه شنيدم ابو الحسن عليه السّلام ميفرمود : هيچ دارو نباشد جز آنكه دردى را انگيزد ، و براى تن سودمندتر نباشد از دست باز داشتن از هر چه نيازى بدان نيست . بيان : نيازى بدان نيست براى قوت كه از هر چه زيان دارد بپرهيزد و رو سيرى نخورد ، و داروى بىضرورت ننوشد . 19 - در نهج البلاغه ( ج 6 ص 53 ) امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : با درد برو تا با تو ميرود . 20 - در دعوات راوندى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : مداوا كنيد ، زيرا آنكه درد داده دارو هم داده . 21 - فرمود صلى اللَّه عليه و آله : خدا دردى نداده جز برايش داروئى داده . 22 - در كافى ( ج 6 ص 53 ) : بسندى از حمدان بن اسحاق كه پسرى داشتم و سنگ مثانه داشت به من گفتند درمانى ندارد جز اينكه آن را بشكافى و