تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
خدا درد داده و شفاء داده ، و هيچ دردى نيافريده جز اينكه داروئى براى آن نهاده بنوش و نام خدا تعالى ببر . 11 - عياشى : از امام پنجم عليه السّلام دو زن يا مرد كه ديده خود را از دست دادند و پزشكان آيند و گويندش ، در مدت يك ماه 40 روزت درمان كنيم كه به پشت خوابيده باشى ، و همچنان نماز خوانده ، و به دو مراجعه كردم و فرمود : « هر كه بيچاره شد بىستم و تجاوز كارى » ( ج 1 ص 47 - تفسير عياشى ) . 12 - در مكارم ( 418 ) پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : مداوا كنيد كه خدا دردى نداده جز كه با آن درمانى نهاده . 13 - و از آن حضرتست صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه دو كس بيمارند : تندرستى كه پرهيز كند و بيمارى كه هر چيز خورد . 14 - و فرمود صلى اللَّه عليه و آله تا تنت تاب درد دارد از دارو بپرهيز و چون بيتاب شد دارو به كار بر . 15 - از امام ششم عليه السّلام كه يك پيغمبرى بيمار شد و گفت : درمان نكنم تا همان كه بيمارم كرده درمان كند ، خدا تعالى به دو وحى كرد ، شفايت ندهم تا مداوا كنى ، زيرا شفاء از منست ( 419 - مكارم : و بر آن افزوده كه : دوا هم از منست ، و مداوا كرد و شفاء آمد ) . 16 - در كافى ( 193 - روضه ) : بسندش از اسماعيل بن حسن پزشك كه به امام ششم عليه السّلام گفتم من مرد عربى هستم و پزشكى ميدانم ، و طبم عربى است و مزد هم نگيرم ، فرمود باكى ندارد ، گفتم : ما زخم را ميشكافيم ، با آتش داغ ميكنيم ، فرمود : باكى ندارد ، گفتم : داروى زهر ناك چون اسمحيقون ، غاريقون به كار بريم ، فرمود : باكى ندارد ، گفتم : بسا بيمار بميرد ، فرمود : گرچه بميرد گفتم : روى آن شراب بنوشانيم ، فرمود : شفا در حرام نيست ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بيمار شد و عايشه به او گفت تو ذات الجنب دارى ، فرمود : من نزد خدا ارجمندترم