* مقدّمهء اوّل دليل انسداد چيست ؟
انّه يعلم اجمالا بثبوت تكاليف كثيرة فعليّة فى الشريعة . « 1 » توضيح از جناب مظفّر :
همهء ما اجمالا مىدانيم كه شرع مقدّس اسلام يك سلسله واجبات و محرّماتى را برعهده ما گذاشته و اين جور نيست كه ما در حوادث و وقايع مشكوكة الحكم آزاد ، يله و رها باشيم مثل : مجانين و ديوانگان و سفيهان و بهائم .
* مقدّمهء دوم دليل انسداد كدام است ؟
انّه قد انسدّ علينا باب العلم و العلمى الى كثير منها . « 2 »
توضيح از جناب مظفّر :
باب علم و علمى در زمان بعد از زمان معصومين به روى ما مسدود است يعنى ما در عصر غيبت نمىتوانيم در غالب موارد ، قطع به احكام شرعيّه و يا ظنّ خاصّ كه به دليل قاطع حجيّت آن ثابت شده ، پيدا كنيم و هر دو طريق مسدود است .
باب علم كه واضح و روشن است
باب علمى هم كه مهمترينش ، خبر واحد است و خبر واحد هم وافى به معظم احكام فقه نيست جناب مظفّر مىفرمايد كه : اساسىترين مقدّمه از مقدّمات دليل انسداد همين مقدّمه است و وجه تسميهء دليل انسداد ، همين مقدّمه است به خاطر انسداد باب علم و علمى . لكن اين ادّعا و اين مقدّمه نزد ما غير صحيح يا ناتمام است و دليلى هم بر اثبات آن نيست ، زيرا كه به اعتقاد ما باب العلمى ( ظنّ خاص ) به روى ما مفتوح است و خبرهاى واحد معتبر ، وافى و كافى به بيان معظم مسائل فقيه مىباشند ، لذا نيازى به فرض انسداد باب علم و علمى نداريم و سپس مىفرمايد :
بلكه ، باب العلم هم ، در معظم أبواب فقه مفتوح است ، پس نيازى به فرض انسداد نداريم .
حال كه اساسىترين مقدّمهء دليل انسداد فروريخت ، آن دليل عقيم مىشود .
* آيا به نظر شما اين ادّعا در ردّ انسداد علم و علمى درست است ؟
در كليات احكام ( وجوب و حرمت ) و ضروريات دين حرف ايشان درست است و باب العلم به روى مكلّفين باز است ، لكن در مسائل نظرى و اجتهادى و جزئيات ( خصوصيات ، شروط ، اجزاء و . . . ) خير چون باب العلم در اين موارد جزئيه مسدود است و در اينجا ، اگر به رسائل مرحوم شيخ انصارى دقت شود ، بهتر است . « 3 »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، صفحهء 311 .
( 2 ) - كفاية الاصول ، صفحه 311 .
( 3 ) - فرائد الاصول شيخ ، صفحهء 184 .