الثانى حجّيت مطلق الظنّ
[ اما بخش دوم ] ( حجّيت مطلق ظنّ و ادلّهء قائم شده برآن )
مقدّمه :
از آنجا كه اين بحث تا مبحث كتاب البراءة در اثبات مطلق ظنّ است و دليل عمدهء آن نيز دليل انسداد است و اين دليل از نظر ارباب تحقيق و فحول اصوليين به جز مرحوم محقّق قمى و استاد ايشان آقاى آقا باقر بهبهانى ، آن را ردّ و ابطال نمودهاند ، بحثى متروك و از نظر تدريس فاقد ارزش مىباشد . و لذا جهت حضور ذهن و آشنائى اجمالى طلّاب و دانشپژوهان خلاصهء دليل انسداد و مقدّمات اين دليل را مطرح كرده و حاصل و نتيجهء بحث را كه ابطال اين دليل است مشخص خواهيم نمود . انشاءالله
( نكات مقدّماتى )
* به طور كلّى بفرمائيد ، دانشمندان اسلامى نسبت به مسائل اعتقادى انفتاحى هستند يا انسدادى ؟
انفتاحى ، چرا كه در تمام اعصار و قرون مىتوان از طريق براهين متعدّد عقلى و نقلى نسبت به اصول دين از قبيل معرفت اللّه ، معرفت صفات الهى و يا معرفت نسبت به اصل معاد و . . . تحصيل علم نمود ، يعنى باب علم به روى همگان مفتوح است .
* پس انّما الكلام در چيست ؟
در احكام شرعيّه است ، آنهم احكام شرعيّه فرعيّه .
* آيا در مسئلهء مذكور باب علم بسته است ؟
خير در اين مقام : هم نسبت به ضروريات دين از قبيل وجوب نماز و روزه و هم نسبت به ضروريات مذهب از قبيل وجوب تقيّه و حرمت قياس ، باب علم در همهء زمانها مفتوح است چرا كه اين امور به نحو تواتر در همهء عصرها ثابت بوده و هست و خواهد بود .
* راه علم نسبت به احكام فرعيّه شرعيّه براى مكلفين مفتوح است و يا مسدود ؟ و چه نظراتى در اين زمينه مطرح است ؟
در طول تاريخ ميان علماء اسلام نسبت به هشتاد درصد احكام شرعيّه فرعيّه از واجب و حرام و از احكام وضعى و تكليفى اختلاف بوده است و به طور كلى سه نظريه در اين باب مطرح است .
1 - نظر انفتاحيّون حقيقى 2 - نظر انفتاحيّون حكمى 3 - نظر انسداديون حقيقى .
* اعتقاد انفتاحيّون حقيقى در اين باب چيست ؟
اين است كه راه علم نسبت به احكام فرعيّه در همهء زمانها چه در زمان حضور معصوم و چه در