و حال آنكه ما مىگوئيم : دايرهء علم اجمالى كبير را بايد مطرح كنيد و بگوئيد : لازم است به هر خبرى از اخبار موجود در كتب معروفه رجوع نمود اگرچه واجد سه شرط مذكور نباشند .
زيرا كه اجمالا مىدانيم كه آن اجزاء و شرائط در ميان مجموع اين اخبار وجود دارد و نه در يك دسته از آنها . از اين بالاتر دائرهء علم را گستردهتر كنيد و علم اجمالى اكبر را مطرح نمائيد يعنى عقل حاكم است كه بايد به تمام امارات ظنيّهاى كه احتمال مىدهيم اين اجزاء و شرائط از آن طريق بيان شده است ، از باب احتياط رجوع كنيم . در نتيجه اين بيان شما به درد حجيّت خصوص خبر واحد با آن سه شرط نمىخورد ، بلكه مثبت حجيّت هر ظنّى است كه از هر راهى حاصل شود .
2 - دليل شما مثبت وجوب عمل به خبر واحد از باب احتياط است و نه از باب حجيّت . به عبارت ديگر : ما مىخواهيم ثابت كنيم كه خبر واحد مطلق حجيّت دارد چه مثبت باشد و چه نافى به گونهاى كه بتواند در برابر اصول لفظيّه و عمليّه مقاومت كند امّا اين دليل شما كه مىگويد : ( لا بدّ من الرّجوع اليها ) ، به حكم عقل ، تنها وجوب عمل به خبرى را كه مثبت تكليف و مطابق احتياط است ثابت مىكند ، لكن خبرهاى نافى را حجّت نمىكند . پس سوّمين اشكال بيان اوّل در اين بيان دوّم نيز وجود دارد .
* سوّمين بيان عقلى كه نتيجهاش حجيّت خصوص خبر واحد است از كيست و چه مىگويد ؟
از مرحوم شيخ محمد تقى اصفهانى صاحب هداية المسترشدين را ( معروف به صاحب الحاشية ) است كه مىفرمايد : به حكم اجماع و بلكه به حكم ضرورت از دين و به حكم اخبار متواتره مثل : انّى تارك فيكم الثقلين و . . . عمل به كتاب و سنّت بر همهء مسلمين لازم و واجب است .
و ترديدى نيست كه اين وجوب عمل تا دامنهء قيامت نيز باقى است و ما هم به همان دليل يعنى اجماع و . . . مكلّف به اين تكاليف هستيم .
آنگاه اگر تمكّن و توانايى از علم نسبت به مدلول كتاب و سنّت داشتيم به علم خود عمل مىكنيم و اگر متمكّن از ظنّ خاص بوديم بدان نيز عمل مىكنيم و چنانچه دستمان از هر دوى اينها كوتاه شد ، بايد به مطلق مظنّه عمل كنيم .
در نتيجه در اين زمان ناگزير از عمل به مظنّه هستيم و لابدّ كه آن مظنّه همين روايات كتب معتبره هستند پس ناگزير از رجوع به آنها هستيم .
* جناب شيخ چه پاسخى به صاحب حاشيه مىدهند ؟
مىفرمايد : استدلال شما در حقيقت برگردان دليل انسداد است و نتيجه آن حجيّت مطلق ظنّ مىباشد . به عبارت ديگر اينكه گفتيد : يجب العمل بالسّنّة مرادتان از سنّت چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٦٤