فرموده « برگرد بسوى پروردگارت خشنود ، 27 - الفجر » و عقل در ميان همه است .
ميگويم : اين تعبيرات در اخبار معتبره و معموله نيامدند و به پرتو پلاهاى صوفيه مانند ، و يكى در شرح اين خبر گفته : دو نفس نخست در كلامش عليه السّلام حيوانى باشند و كامجو و آزاركش در دنيا و ديگر سراى و دو تاى اخير انسانيند و در هر دو جهان سعادتمندند و بويژه آخرى كه هيچ بدبختى ندارد و از آن نباشد بلكه از روح خدا دميده است و در آن آزارى نباشد ولى در بيشتر مردم وجود ندارد و در چند هزار يكى هم بدست نيايد و همچنان اعضاء و جوارح را نه كام است و نه درد ، نبينى كه بيمار خواب از زخم خود كه در بيدارى درد دارد دردى نفهمد چون دردناك از عالم دنيا رو بعالم برزخ كرده و چون بيمار بيدار شود و بعالم شهادت برگردد و در حواسّ نشيند درد و سوزش را دريابد و اگر در برزخ دچار دردى شود چون خوابى دردناك يا لذتى يابد چون خوابى خوش اين درد و لذت تا هر جا با او باشد و همچنين است حالش در آخرت - پايان .
علامه حلّى - نور - در كتاب معارج الفهم گفته : مردم در حقيقت نفس اختلاف دارند كه چيست ؟ و در باره آن چند قول ممكن است زيرا نفس يا جوهر است يا عرض يا مركب از هر دو و اگر جوهر باشد مكانى است يا لا مكان و اگر مكانى است قسمت پذير است يا نه و هر كدام اينها معتقدى دارد .
و مشهور دو قول است 1 - نفس جوهريست مجرد نه جسم و نه در جسم و سرپرست تن است و اين قول بيشتر حكماء است و مأثور از شيخ مفيد ما و بنى نوبخت همكيشان ما 2 - جوهريست بنيادى در تن از آغاز عمر تا پايان بىتبدل و فزونى و نقصان و معتزله گويند همان كالبد محسوس است و در اينجا مذاهب ديگر هم هست 1 - نفس همان خداست 2 - مزاج است 3 - خون است 4 - آتش 5 - هواء و مذاهب ياوه ديگر .
محقق طوسى - قده - در تجريد گفته آن جوهريست مجرد و علامه در
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٩