تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
و مقصود اينست كه انسانى بمعنى جوهر بسيط روح ناميده شود و ثواب و عقاب بر او است ، و امر و نهى و وعد و وعيد رو به دو دارند و قرآن هم بر اين دليل است كه « أيا انسان چه مغرورت كرد بپروردگار كريمت ، آنكه آفريدت پس ساختت و درستت كرد ، و در هر صورتى خواست تو را بست 6 - 8 - الانفطار » خدا تعالى خبر داده كه انسان جز صورتست و صورت در او بسته شده ، و اگر انسان همان صورت بود قول خدا « در هر صورتى خواست تو را بست » معنى نداشت زيرا بسته در چيزى جز آنست كه در او بسته شده ، و محال است كه صورت در خود بسته شود و خود او باشد . و خدا در بارهء مؤمن آل يس فرموده « گفته شد درآ ببهشت ، گفت اى كاش مردم من ميدانستند بآمرزشى كه پروردگارم به من داد ، 26 - 27 - يس » و خبر داد كه او زنده است و گويا گرچه تنش روى زمين يا درون آنست ، و خدا فرموده « و مپندار آنان كه كشته شدند در راه خدا مردگانند بلكه زنده‌اند نزد پروردگار خود روزىبر ، شاد ، 169 - آل عمران » گزارش داده كه زنده‌اند گرچه تن آنها روى زمين بيجانست . و از ائمه صادقين عليهم السّلام روايت است كه : چون ارواح مؤمنان از تن‌ها جدا شوند خدايشان در كالبدها مانند تن خودشان جا دهد و در بهشت بدانها نعمت دهد و منكر شدند آنچه را عامّه دعوى دارند كه آنان در چينه‌دان پرنده‌هاى سبز درآيند و فرمودند : مؤمن نزد خدا ارجمندتر از آنست ، و ما را بر آنچه گفتيم دليلها است از عقل كه مخالف راه انتقاد آنها را ندارد و نظائر ديگر از ادله شرعيه داريم و به خدا يارى جويم - پايان سخن او - رفع اللَّه مقامه . غزالى در أربعين گفته : روح جان و حقيقت تو است و از هر چيز بر تو نهانتر است و مقصودم از روحت همان خاصيت انسانى است كه به خدا وابسته است بقول خودش « بگو روح از أمر پروردگارم است ، 85 الاسراء » و بقولش « و دميدم در او از روح خود ، 29 - الحجر » نه روح جسمانى لطيف كه قوّه حس و حركت
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 82 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى