تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
و شيخ سديد مفيد - طيب - در پاسخ اين پرسش كه نظر شما - ادام اللَّه تعالى علوه - در باره ارواح و حقيقت و كيفيت آنها چيست و چون از تن جدا شوند چه دارند ؟ زندگى نمو و غذا پذيرى زندگى ذوات فعاله معنوى ؟ جواب ارواح نزد ما اعراضند و نمانند و خدا تعالى آن را پياپى بموجود زنده بدهد و چون زندگى بسر آيد مرگ آيد كه ضدّ زندگى است و چون خدا مرده‌ها را زنده كند از زندگى آغاز كند كه روح است و زندگى در ذوات فعاله آن معنا است كه دانش و نيرو را شايد و شرط است كه دانا باشد و توانا و از نوع زندگى نيست كه هست در پاسخ اين پرسش كه : چه فرمايد - حرس اللَّه تعالى عزّه - در باره آدمى آيا همين كالبد چشمگير و فهمنده است چنانچه پيروان أبى هاشم گويند يا جزئى است در دل كه حسّ و ادراك دارد چنانچه از ابى بكر بن اخشاد حكايت است . جواب : آدمى آنست كه بنو نوبخت گفته‌اند و از هشام بن حكم نقل است و اخبار ائمه ما عليهم السّلام دلالت دارند بر آنچه عقيده من است كه آدمى چيزيست خوددار نه حجم دارد و نه مكان ، نه تركيب و نه حركت و سكون ، نه اجتماع و نه افتراق و آن همانست كه حكماء پيشين آن را جوهر بسيط ناميده‌اند ، و چنان نيست كه جبّائى و پسرش و پيروانشان گفته‌اند كه مجموع مركبى است ، و نه آنچه ابن اخشاد گفته كه جسمى است درون كالبد ظاهر ، و نه چنانچه اعوازى گفته كه جزء لا يتجزى است . و هم قول هشامند معمّر از معتزله و بنى نوبخت از شيعه چنانچه پيش گفتم و آنست كه دانش و توان و زندگى و خواست و نخواست و بغض و حب دارد و به خود هستى دارد و در كارهاش نياز بابزارى كه تن است دارد و توصيف آن بزنده بودن همين است كه دانش و توان را شايد ، و وصف او بزندگى مانند وصف تن بزندگى نيست طبق آنچه پيش گفتيم ، و بسا از آن بروح تعبير شود و به همين معنا در اخبار آمده كه چون روح از تن جدا شود در نعمت باشد يا عذاب
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 81 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى