گفتيم و باز نگوئيم .
مفيد - قده - در كتاب مسائل گفته : سخن در نعمت و عذاب اصحاب قبور است كه در برابر چه باشد و از كجا به آنها برسد و صورتشان در اين حال چگونه است ؟
و گويم : خدا تعالى كالبدهاى نمونه كالبدشان در دنيا به آنها دهد ، تا مؤمنشان در آن نعمت بيند و كافرشان عذاب چشد نه با آن تنى كه در گور دارند و مشهور است كه از هم بپاشد و بپوسد و از ميان برود بگذشت زمان و اين ثواب و عذاب در جايى جز گورشان بدانها رسد ، و اين بنا بر عقيده من در نفس پيوسته است ، و معنى انسان مكلف نزد من همانست كه پديد شده و خود داراست و خارج از صفات جواهر و اعراض است و طبق آن رواياتى از راستگوى خاندان محمّد گذشت ، و من عقيدهاى براى متكلمين اماميه پيش از خودم در اين باره نفهميدم تا آن را تاييد كنم و خلافى ميان من و فقهاء اماميه و اصحاب حديث در اين باره به نظر ندارم .
سيد مرتضى - رضي الله عنه - در جواب سؤالات عكبريه گفته است در جواب سؤال از قول خدا « و مپندار آنان كه در راه خدا كشته شدند مردهاند بلكه زندهاند نزد پروردگارشان روزى برند ، 169 - آل عمران » پرسيده آيا روزى جز براى تن است ؟
اين زندگى چه صورتى دارد ؟ با اينكه ما همه گوئيم جواهر متلاشى نشوند ، و چه امتيازيست در اين صورت ميان زندگى مؤمن و كافر ؟
و او - قده - پاسخ داده روزى جز براى جاندار نيست و جانداران نزد ما جسم نيستند بلكه ذواتى باشند كه به اين جهان بيرون شدند بدين تنها و بسيارى از كارها را نتوانند جز بوسيله تن و تن ابزار كار آنها است ، و اگر پس از مرگ از آن بىنياز شوند رواست كه روزى روحانى بىتن كه در خور آنها است و لذت بخش آنها است برگيرند ، و اگر بتن برگردند مانند دنيا روزى برند و خورند و اما اينكه گفته صورت اين زندگى چيست ؟ زندگى صورتى جوهرى ندارد چون يك عرضى است قائم بذات كار كن نه به تنها كه زندگى نمو در آنها است و نه زندگى معنوى كه شرط دانش و قدرت و مانند آنها است .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٧