و حذر پذيرند ، و پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله هم آنها را از آنچه خدا برحذر ميداشت برحذر داشته و بزهد واداشته ، ولى اصحابش به دنيا رغبت كردند بعد از او و بر سر آن رقابت كردند و زاهد در آنها كمياب شد .
و آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرموده مردم را پس از من چون صد شترى يابيد كه يك شتر سوارى در آنها نيست ، يعنى كامل در زهد از دنيا و رو داشتن بآخرت اندك است چون كمى راحله در شتر . . . كرمانى گفته : يعنى مردم در احكام دين برابرند برتر و پستتر در نژاد ندارند چون دو شترى كه در آنها شتر ممتاز سوارى نيست يعنى همه بار برند نه سوارى .
گويم برخى اخبار مناسب اين باب در ابواب معاد و ابواب خلق ارواح نبى و ائمه عليهم السّلام گذشت و برخى هم در ابواب آينده آيد ان شاء اللَّه تعالى :
دنبالهاى دراز [ اقوال در بيان حقيقت نفس و روح ]
در بيان اقوال حكماء و صوفيه و متكلمان از خاصه و عامه در بيان حقيقت نفس و روح و آنگه بيان آنچه از آيات و اخبار در اين باره برآيد .
شارح مقاصد در باره بيان آراء حكماء و متكلمين در نفس گفته : جوهر مجرد اگر بتن وابستگى تصرف و تدبير دارد نفس است و گر نه عقل ، واژه نفس بسا برجز مجرّد هم اطلاق شود چون نفس نباتيه كه مبدأ كارهاى نمو است از هر جهت و نفس حيوانيه كه مبدأ حس و حركت اراديه است و آن را مادى و نفس ارضيه خوانند در برابر نفس ناطقه انسانيه ، و آن تفسير شده بكمال اول جسم طبيعى بسوى زندگى بالقوّه .
سپس گفته : مقتضاى قواعد فلاسفه اينست كه در آدمى نفسى است مبدأ تعقل كليات و ديگرى مبدأ حركات و احساسات ، و ديگرى مبدأ تغذيه و نمو و توليد مثل ، ولى در شرح اشارات و جز آن گفته مطلب چنين نيست بلكه آنچه از عناصر تركيب شده برخى تنها صورت معدنى دارند كه همان مواد تركيبى و متضاد خود را كه ضد و فرارى از همند نگه مىدارند .