تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
12 - الحديد » و قول او « بما مهلت دهيد و بنگريد تا از نور شما برگيريم ، 13 - الحديد » و خدا خود را نور ناميده كه فرموده « خداست نور آسمانها و زمين ، 35 - النور » - پايان - . « بداند در چيست » يعنى بفهمد فناء دنيا و پستى آن را و احوال خويش و ناتوانى خود را « از كجا هر چيزى به دو رسد » يعنى ايمان به قضا و قدر داشته باشد و اسباب خوب و بد را بداند و شقاوت و سعادت را ، « و براى چه او در اينجا است » يعنى بداند براى خداشناسى و طاعت به دنيا آمده و بسوى آخرت روانست و بايد با اخلاص خدا را بيگانگى بشناسد تا ببهشت رود . 9 - در علل ( . ص 103 ) بسندى تا يك راوى شيعه كه شنيدم امام ششم عليه السّلام ميفرمود به مردى : اى فلانى بدان كه مقام دل در تن چون رهبر مردم است كه طاعتش بر آنها واجب است ، آيا نبينى همه اعضاء تن پاسبانهاى دلند و واگوهاى آن كه از او پيغام رسانند : دو گوش ، دو چشم ، بينى ، دهان دو دست ، دو پا و فرج . زيرا چون دل قصد ديدن كند هر كس دو چشم خود را بگشايد ، و چون قصد شنيدن كند دو گوش را بجنباند و گوش بدهد و شنود ، و چون دل قصد بوئيدن كند با بينى بو كشد و او بو را بدل رساند ، و چون قصد سخن كند زبان گشايد ، و چون قصد حركت كند دو پا تلاش كنند و چون قصد شهوت كند آلت مردى برخيزد همه اينها بتحريك دل به كار افتد و همچنين سزد كه امام در فرمان خود اطاعت شود . 10 - در علل ( . ص 101 ) : بسندى از امام پنجم عليه السّلام كه فرمود : سختى در كبد است ، شرم در باد ، و خرد در دل جا دارد . 11 - در كافي ( 190 - روضه ) : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه حزم در دل است و مهر و خشم در كبد ، شرم در شش و در حديث ديگر أبى جميله جاى عقل دل است .