تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
بپايان رساند و به امام گفت : از آنچه با من است چيزى ميخواهى ؟ فرمود : نه آنچه من دارم بهتر است از آنچه تو دارى ، گفت : آن چيست ؟ فرمود : گرمى را با خنكى درمان كنم ، و سردى را با گرمى ، تر را با خشك و خشك را با تر و در همه شفا از خدا عزّ و جلّ خواهم و به كار زنم آنچه را رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود كه بدان معده خانه درد است و پرهيز از ناساز دارو است ، و تن را با هر چه عادت دارد عادت بده . هندى گفت : مگر طب جز همين است ، امام فرمود : پندارى من از كتب طب برگرفتم ؟ گفت : آرى ، فرمود : نه ، به خدا برنگرفتم جز از خدا سبحانه به من بگو من داناترم بطبّ يا تو ؟ گفت : نه ، بلكه من داناترم امام صادق عليه السّلام فرمود : از تو چيزى بپرسم ؟ گفت بپرس : س 1 - چرا در سر چند تيكه استخوانست ؟ 2 - چرا بالاى آن مو است ؟ 3 - چرا پيشانى بيمو است ؟ 4 - چرا پيشانى خط كشى و تخته بنديست ؟ 5 - چرا بالاى دو چشم دو ابر است ؟ 6 - چرا چشم بادامى است ؟ 7 - چرا بينى ميان آن دو است ؟ 8 - چرا سوراخ بينى زير آنست ؟ 9 - چرا لب و سبيل بالاى دهانند ؟ 10 - چرا دندانهاى پيشين تيز و دندانهاى آسيا پهنند ؟ و دندان نيش بلند ؟ 11 - چرا مردها ريش دارند ؟ 12 - چرا دو كف مو ندارند ؟ 13 - چرا ناخن و مو جان ندارند ؟ 14 - چرا دل چون دانه لوبيا است ؟ 15 - چرا شش دو تيكه است و در جاى خود ميجنبد ؟ 16 - چرا كبد كوژ است ؟ 17 - چرا كليه لوبيا مانند است ؟ 18 - چرا زانو به درون خم مىشود ؟ 19 - چرا پا ميان تهى است ؟ هندى در برابر هر يك از اين پرسشها گفت : نميدانم امام صادق عليه السّلام فرمود :