بيان : حزم : انضباط در كار و اطمينانيابى در آنست و آن را بدل وابسته براى آنكه مراد از آن نفس است كه روشن است يا براى آنكه در قوه قلب اثريست در حسن تدبير ، قهر و سخت دلى وابسته باخلاطى باشند كه در كبد پديد شوند ، و از اين رو بدانشان وابسته ، و بسا برخى اوصاف كبد در آنها اثر دارد چنانچه ميان مردم معروف است و همچنين است شش و دور نيست كه ريح در خبر پيش تصحيف رئه باشد چون راوى يكيست و اگر آن درست باشد مقصود از آن خلط صفراء يا سوداء است و اولى انسب است .
12 - در علل ( ج 1 ص 101 ) : بسندى مرفوع كه : چون خدا عزّ و جلّ گل آدم را سرشت به چهار باد فرمود تا بر آن روان شدند و از هر بادى طبع آن را برگرفت .
13 - در النصوص علي بن حسن : بسندى از محمّد بن مسلم كه به امام ششم در خردساليش در بر پدرش گفتم : يا ابن رسول اللَّه خنده از كجا است ؟ فرمود : اى محمّد خرد از دل است ، اندوه از كبد نفس از شش و خنده از سپرز و برخاستم و سرش را بوسيدم .
14 - در كافي ( 33 - روضه ) : بسندى از ابن سنان كه شنيدم أبو الحسن عليه السّلام ميفرمود : جسم چهار طبع دارد يكى هواء كه نفس زنده نباشد جز بدان و بنسيم آن و هر درد و بوى بد را از تن بدركند و زمين كه خشكى و گرمى برآرد و خوراك كه خون پديد كند نبينى كه بمعده رود و آن را غذا سازد تا نرم شود و پاك گردد و طبيعت از آن شيرهاش را بگيرد كه خونست و تهنشين آن فروشود و آب كه بلغم پديد كند .
بيان : « جسم چهار طبع دارد » يعنى در تن آدمى چهار طبع است كه بهى آن بر آنها است و بسا مقصود از آن هر آنچه است كه در زيست تن اثر دارد گرچه بيرون آنست و مقصود اينست كه چهار بخشند و تحريك نفس در دفع دردها و عفونات از تن اثر دارد چنانچه روشن است و دومى آنها زمين است كه بطبع خود
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 294
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩٤