و آنگه چهار فرشته شمال ، دبور ، صبا و جنوب را فرمود : بچرخيد بر اين توده گل و آن را برآوريد و بسازيد و تيكه كنيد و ببريد و در آن چهار طبع را روان كنيد ، باد ، صفراء ، خون و بلغم ، فرمود آن چهار فرشته بر آن چرخيدند و چهار طبع را در آن روان كردند .
فرمود : باد از اين چهار طبع سوى شمال است و بلغم تن از سوى صبا و صفراء از اين چهار طبع از ناحيه دبور ، و خون از آنها در ناحيه جنوب تن ، فرمود :
آدم برجا شد و تن كامل گرديد و از اثر باد زندگى دوست و دراز آرزو و آزمند شد ، و از اثر بلغم خوراك ، نوشاك و نرمى و آرامى را دوست داشت ، و از اثر صفراء خشم و سفاهت و شيطنت و زورگوئى و سركشى و شتاب را برگزيد ، و از اثر خون زنباره و كامجو و حرام كار و شهوانى گرديد ، عمرو يكى از راويان حديث گويد : جابر به من گفت كه امام پنجم عليه السّلام فرمود اين حديث را در كتابى از كتب على عليه السّلام يافتيم .
در تفسير علي بن ابراهيم بسندى از امام پنجم مانندش را با اندك تغييرى آورده كه لفظ آن را در باب خلق آدم آورديم .
بيان : شايد مقصود از باد خلط صفراء و مقصود از مرّه خلط سوداء است يا برعكس ، يا مقصود از ريح روح حيوانى است و مره هر دوى آنها را شامل است و در تفسير صغير علي بن ابراهيم چنين است و روان كردند در آن چهار طبع را ، دو مرّه با خون و بلغم تا گويد خون از اثر صبا است ، و بلغم از اثر شمال ، و مره صفراء از أثر جنوب ، و مره سوداء از اثر دبور .
8 - در علل ( ج 1 ص 102 ) : بسندى تا امام ششم عليه السّلام كه خودشناسى اينست كه خود را با چهار طبع ، چهار ستون ، چهار ركن بشناسد ، طبائعش : خون مرّه باد و بلغم است ، ستونهايش عقل كه از آنست هوش ، فهم ، حفظ و دانش است ، و اركانش : نور ، نار ، روح و آب است بيند و شنود و فهمد با نور . و با آتش بخورد و بنوشد ، و با روح جماع كند و بجنبد ، و با آب بچشد و مزه دريابد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 291
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩١