نمايندههاى من باشند بر خلقم در زمينم ، آنان را از گناه بازدارند و از عذابم بيم دهند و بطاعتم ره نمايند و به راه من ببرند و آنان را امامانى سازم براى رفع عذر و بيم دادن .
و نسناس را از زمينم براندازم و آن را از وجودشان پاك سازم ، و پريهاى سركش و نافرمانى را از خلقم بگردانم و از برگزيدههايم و آنان را در هوا و گوشههاى زمين جا دهم تا مجاور خلقم نباشند ، و ميان پرى و خلقم پردهاى كشم و خلق من جن را نبينند و با آنها مأنوس و آميخته نباشند ، و هر كدام از خلقم نافرمانيم كرد آنها را بجايگاه عاصيان جا دهم و همرديف آنها كنم و باكى ندارم .
فرشتهها گفتند : پروردگارا هر چه خواهى كنى ، ما را دانشى نيست جز آنچه تو آموختى ، راستى توئى بسيار دانا و حكيم ، خدا جلّ جلاله - بفرشتهها فرمود :
راستى من آفريننده بشرى هستم از گل خشكيده از خرّه و لجن سالخورده و چونش ساختم و از روحم در او دميدم بيفتيد در برابرش سجدهكنان ، اين فرمان را خدا عزّ و جلّ بفرشتهها پيش از آفرينش آدم گوشزد فرمود تا حجت بر آنها باشد .
فرمود : خدا - تبارك و تعالى - كفى از آب شيرين گوارا برگرفت و پاليدش تا خود را گرفت و سفت شد و آنگاه به او فرمود : از تو آفرينم پيغمبران ، مرسلين بندههاى خوب ، امامان رهياب و داعى ببهشت و پيروانشان را تا روز قيامت و باك ندارم و بازپرسى نشوم از آنچه كنم و آنان بازپرسى شوند ، يعنى البته از خلقش بازپرسى كند ، سپس كفى از آب شور تلخ برگرفت و پاليد تا خود را گرفت و سفت شد و به او فرمود از تو آفرينم زورگويان و فرعونهاى سركش برادران شياطين را و داعيان بدوزخ را تا قيامت و اتباع آنان را و باك ندارم و بازپرسى نشوم از آنچه كنم و آنان بازپرسى شوند فرمود : در اينان بداء را شرط كرد و در اصحاب يمين بدا را شرط نكرد .
سپس آن دو را بهم آميخت و پاليد و برابر عرش خود انداخت و تيكهاى گل بودند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 290
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩٠