دل آنها است نه از روى ناخواهى و بيچارگى و خطاء و فراموشى باشد .
گفتهاند : مؤمن گرد گناه نگردد جز بيكى از اين وجوه پس مقصود مؤمن كامل است كه از عذاب آخرت بر او نگرانى نيست ، و بتفسير ما جز او را هم شامل است ، و پريشانى در تعبيرهاى خبر روشن است و گويا از راويها است و با اين همه در آن رموز نهان و اسرار نهفته و حكم ربانيه و حقائق ايمانيه مندرج است براى كسى كه دلى دارد و گوشى شنوا و حاضر .
7 - در علل ( ج 1 ص 98 - 100 ) : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : راستى چون خدا تبارك و تعالى خواست بدست خود خلقى آفريند پس از اينكه 7 هزار سال از زندگى پرى و نسناس در زمين سپرى شد و خدا بتدبير و تقدير خود در كار شد كه آدم را براى هدفى از پديد كردن آسمانها و زمين و دانستن آنچه از آن خواسته پديد سازد ، پردههاى آسمانها را بالا زد و فرمود بفرشتهها :
بنگريد باهل زمين از آفريدههاى پرى و نسناس من ! و چون ديدند هر آنچه از گناه و خونريزى و تباهى بناحق در زمين ميكنند بر آنها گران آمد و براى خدا خشم كردند و بر اهل زمين افسوس خوردند ، و خود را نگهداشتند ، و گفتند ، پروردگارا تو عزيز جبارى قاهر بزرگوارى ، اينان خلق ناتوان و خوار زمين تواند ، در كف قدرت تو ميچرخند و از روزى تو ميخورند و از عافيت تو بهرهمندند با اين حال تو را چنين گناه كنند و افسوس ندارى ، از آنچه بينى و شنوى خشم نكنى و انتقام نگيرى ، اين بر ما ناگوار است و گران .
چون خدا گفته فرشتهها را شنيد ، فرمود : البته من در زمين گذارندهام جا گزين بر آنها تا حجت من باشد در زمينم بر خلقم ، فرشتهها گفتند : منزهى تو در آن مينهى كسى كه تباهى انگيزد و خونريزد با اين كه تسبيح كنيم بسياست و تقديس كنيم برايت گفتند آن را از ما بنه كه نه در زمين تباهى انگيزيم و نه خونريزيم ، خدا جلّ جلاله ، فرمود : اى فرشتههايم من دانم آنچه ندانيد ، من خواهم بدست خود خلقى آفرينم . و نژادش را پيمبران مرسل و بندههاى خوب سازم و امامانى رهبر كه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 289
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٩