تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
است بماند . و جز اين نيست كه تن در دنيا تباه شود چون كه بادش آب را بكشد و خشك شود و گلش بماند و خاك شود و بپوسد ، و هر كدام باصل نخست خود برگردند و روح نفس را از باد بجنباند و آنچه كه از نفس مؤمن است نوريست كه با خرد كمك شود و آنچه كه از نفس كافر است آتشى است كه با نيرنگ كمك شود ، اين صورت آتش است و آن صورت نور و مرگ رحمت خدا عزّ و جلّ است بر بنده‌هاى مؤمنش و نقمت است بر كفّار . و خدا را دو كيفر است يكى از روح و ديگرى بمسلط كردن مردم به يكديگر و آنچه از طرف روح است بيمارى و نداريست و آنچه از تسلط است نقمتى است كه خدا فرموده « و همچنين سر كار كنيم ستمكاران را به يكديگر بسزاى آنچه كرده‌اند 129 - الانعام » از گناهان و آنچه گناه روح است بيمارى و نداريست ، و تسلّط مردم نقمت است ، و همه اينها براى مؤمن كيفريست در دنيا و عذابى در آن و براى كافر نقمتى در دنيا و عذاب بدى در ديگر سرا ، و جز بسزاى گناه نباشد ، و گناه از دلخواه است و آن براى مؤمن از خطاء و فراموشى و وادارى و بيتابى باشد و آنچه از كافر است تعمّد و جحود و تجاوز و حسودى است ، و اينست قول خدا عزّ و جلّ « كفارى حسود از پيش خودشان ، 109 - البقره » . بيان : « و اگر باد نبود » يعنى آنچه با خوراك و نوشاك در معده درآيد يا آنچه در معده پديد آيد ، يا اينكه فروزنش از نخست است و برون شدن درد از دوّم چنانچه اطباء گفته‌اند : بادهاى پديدار در معده كمك كنند بفروشدن درد ، زندگيش در زمين باشد يعنى چون روح آسمانى بتن زمينى وابسته شود و در آن درآيد بنا بر اينكه جسم است يا بر آن اثر بخشد بنا بر تجرد روح ، روح به آسمان رود ولى زندگى بوسيله روح در زمين است و مرگ در آسمانست بسبب بالا رفتن روح بدان يا مقصود اينست كه روح در زندگى در زمين است و پس از مردن در آسمان ، و هر كدام باصل نخست برگردند ، يعنى هر عنصرى بعالم خود برگردد كه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 287 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى