گويم : اين خبر را چنانچه بايد شرح نكردم چون از اخبار عاميه است و منسوب بأهل كتاب ، و نزديك بمضمون آن در كتاب عقل گذشت و در آنجا آن را شرح كرديم بدان چه در اينجا سود دهد .
2 - در خصال ( 106 ) : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه : جسد چهار پايه دارد ، روح ، عقل ، خون و نفس ، چون روح برآيد عقلش پيرو باشد ، چون روح چيزى بيند عقل برايش نگهدارد ، و خون و نفس بمانند .
بيان : گويا مراد از روح نفس ناطقه است و از عقل حالات و اوصافش كه بايد در دانش و ادراكات داشته باشد ، چون روح از تن برآيد اين احوال و اوصافش بدنبالند چون در برزخ از علم و فرهنگ جدا نيست بلكه در آنها پيشرفت كند چنانچه از اخبار برآيد ، و نفس روح حيوانيست كه با خون حاملش در تن بمانند و نابود شوند « چون روح بيند » يعنى پس از جدا شدن از تن و ديد بمعنى دانش است يا بوسيله چشم مثالى است .
3 - در خصال ( . . ) : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه بودن آدمى و زيستن او به چهار چيز است به آتش ، روشنى ، باد و آب ، به آتش مىخورد و مينوشد ، و بروشنى مىبيند و ميانديشد ، و بباد ميشنود و مىبويد ، و به آب لذت خوراك و نوشابه را دريابد ، اگر آتش در معدهاش نبود خوراك و نوشابه در آن هضم نميشد ، و اگر نور در ديدهاش نبود البته نميديد و نميفهميد ، و اگر باد نبود آتش معده نميافروخت ، و اگر آب نبود لذت خوراك و نوشابه را نميافت .
راوى گويد : از او پرسيدم از آتش ، فرمود : آتش چهار است . آتشى كه مىخورد و مينوشد ، و آتشى كه بخورد و ننوشد ، و آتشى كه بنوشد و نخورد ، و آتشى كه نخورد و ننوشد ، يكم آتش آدميزاده است و هر جاندار ، و دوم آتش هيزم سوم آتش درخت ، و چهارم آتش سنگ چخماق و كرم شب تاب .
بيان : « به آتش مىخورد و مينوشد » يعنى بحرارت غريزيه كه از آتش است
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٤