ديدهاش كه در گرما آب نشوند و در سرما يخ نزنند ، تلخ در گوشهايش كه خزندهها نزديكش نروند منى در پشتش تا تباهى نگيرد ، و آب شيرين در زبانش تا خوراك و نوشابهاش خوشمزه باشد او را با نفس و تن و روح آفريده ، روحش جدا نشود جز بفراق دنيا ، و نفسش آنست كه بدان خوابها بيند ، و تنش آنكه بپوسد و خاك شود .
بيان : « آن اندازه ماندن جنين است » يعنى 12 ماه كه اكثر مدت حمل است بنا بر اشهر و گويا مقصود از روح همان حيوانيست و از نفس همان ناطقه .
7 - در تحف العقول ( سؤال در ص 477 و جواب در ص 480 ) يحيى بن اكثم از گفته علي عليه السّلام پرسيد كه خنثى از آنجا كه شاشد ارث برد گفت چه كسى او را در شاشيدن نگاه كند اگر مردان باشند بسا كه او زنست و اگر زنها بسا كه او مرد است ، و اين حلال نيست و امام دهم عليه السّلام جواب داد كه قول علي عليه السّلام درست است مردمى عادل بررسى كنند ، هر يك آينه بدست گيرند و خنثى پشت سرشان لخت شود و در آينه شبح او را بينند و بر آن قضاوت كنند .
بيان : ظاهرش اينست كه ديد به نقش پذيريست نه بخروج شعاع چه كه فرمود شبح را بينند و زيرا اگر بخروج شعاع باشد نگاه در آينه سودى ندارد چون ديده شده باز خود فرج است ، و دو جواب دارد :
1 - احكام شرع براساس عرف و لغت است نه دقت عقل و هر كه صورت زنى را در آب بيند نگويند آن زن را ديده و گويند صورتش را يا شبحش را ديده ، نصوص حرمت نظر به عورت معلوم نيست شامل اين گونه نظر باشند و ممكن است كلام امام روى اين نظر باشد نه روى اينكه رؤيت بنقش صورت است و اينكه فرموده :
شبح را بينند بيان قضاوت عرفى است و اينكه اين را در عرف و لغت رؤيت نگويند .
2 - بسا كه اين حكم روى ضرورتست و در حال ضرورت حرمت بر طرف شود و نظر به عورت جائز است چون نظر طبيب و قابله و مانند آنها ، و چون اين
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 244
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٤