گفت بيننده فرمود بيننده چه اندازه است ؟ گفت به اندازه يك عدسه يا كمتر ، فرمود :
اى هشام بنگر پيش رويت و بالاى سرت و هر چه بينى به من گزارش بده ، گفت :
آسمان بينم و زمين و خانهها ، كاخها دشتها ، كوهها و نهرها ، امام فرمود : آنكه تواند آنچه را بينى در يك عدسه يا كمتر درآورد توانا است كه جهان را همه در يك تخم مرغ درآورد كه نه جهان كوچك شود و نه تخم مرغ بزرگ ، هشام درافتاد و دو دست امام و سر و پايش را بوسيد و گفت : مرا بس است يا ابن رسول اللَّه و برگشت بخانهاش .
فردا ديصانى نزدش آمد و به او گفت : من آمدم سلامى كنم و نيامدم جواب بگيرم ، و هشام به او گفت : اگر جواب ميخواهى اينست جواب - الخبر - .
ميگويم : در حلّ اين خبر چند راه است كه در كتاب توحيد آوردم و بهر تقدير دلالت دارد كه ديد بنقش در ديده است ، و بنا ببرخى وجوه گذشته محتمل است كه جواب اقناعى باشد بنا بر مقدمه مشهورى كه رؤيت درآمدن صورت ديد شده است در ديده ، و منافات ندارد كه حقيقت ديد به برون شدن پرتو باشد از ديده و افتادن آن بر ديد شده .
6 - در اختصاص ( 142 ) عالم گفت : خدا دو جهان پيوست آفريده بالا و پائين و هر دو را در آدميزاده تركيب كرده ، خدا جهان را كرده آفريده و سر آدمى چون گنبد فلك است و مويش چون شماره اختران دو چشمش چون خورشيد و ماه دو سوراخ بينى چون شمال و جنوب دو گوش چون مشرق و مغرب چشمكش چون برق و سخنش چون رعد و راه رفتنش چون گردش اختران نشستن چون شرف آنها و خوابش چون هبوطشان مرگش چون احتراق آنها .
در پشتش 24 مهره است بشمار ساعات شب و روز سى روده دارد بشمار سى روز ماه 12 پيوند چون 12 ماه سال 360 رگ چون 360 روز سال 700 پى و 12 عضو چون اندازه ماندن جنين در شكم مادر از چهار آبش آفريده : شور در دو
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٣