تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
نيروى حس و حركت وابسته به اين جسم لطيف بود ، بستن بازگير آن نبود ، و بسا بواسطه بستن عضو تخدير شود تا آنجا كه بواسطه زدن و زخم شدن دردناك نگردد و بسا به كلى بريده شود و زندگى از آن برود ، و اگر پر لطيف نبود در رشته‌هاى پى نفوذ نميكرد . و هر كه رگهاى زننده خود را بگيرد ميفهمد جسم لطيف گرمى در آن مىآيد و برميگردد و همان روح است و سرچشمه‌اش دل صنوبريست ، و از آنجا باعضاء بالا و پائين تن بخش مىشود ، و آنچه از آن بمركز مغز بالا رود بدست خدمتكاران شرايين خنك و معتدل گردد و باعضاء دريافت كن رسد و در همه تن پراكنده شود روح نفسانى نام دارد ، و آنچه بوسيله وريدها بكبد فروشود كه سرچشمه نيروهاى نباتى است در رگهاى تن روح طبيعى نام دارد - پايان - « و دليلش اينست كه تو در آن بنگرى » غرض آگهى بر اينست كه خود اين عضو دريافت كن نيست چون مانند اجسام زلال ديگر است كه چهره نمايند چون آب و آينه و چنانچه آنها دريافت نقش در خود را نكنند چشم و ديگر مشاعر همچنين باشند يا براى دفع توهم اينست كه نقش‌پذيرى آن دليل بر فهم آنست و اين دليل منع ميگردد . 5 - در توحيد ( 75 ) : بسندش كه عبد اللَّه ديصانى نزد هشام بن حكم آمد و گفت : آيا تو پروردگار دارى ؟ گفت : آرى ، گفت توانا است ؟ گفت : آرى ، توانا و زوردار است ، گفت : ميتواند جهان را در يك تخم مرغ درآورد كه نه تخم مرغ بزرگ شود و نه جهان كوچك گردد ، هشام گفت : مهلت بده ، گفتش يك سال مهلت و از بر او بيرون شد ، هشام سوار شد و نزد امام ششم عليه السّلام آمد و اجازه يافت و گفت : يا ابن رسول اللَّه عبد اللَّه ديصانى پرسشى آورد كه در پاسخش اعتمادى جز بر خدا و بر تو نيست امام فرمود : از چه پرسيده‌ات ؟ گفت : چنين و چنان گفته است . امام فرمود حواسّ تو چند تا هستند ؟ گفت پنج شماره ، فرمود : كدام خردترند ؟
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 242 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى