تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
نوع ديد آبرومندتر و كم‌مفسده‌تر است آن را بيان كرده چه كه ضرورت بدان مرتفع شود ، و دلالت بر جواز بىضرورت ندارد و نه بر انطباع صورت در رؤيت ، و در باره اين حكم در جاى خودش گفتگو كنيم ان شاء اللَّه تعالى . 8 - در توحيد مفضّل امام صادق عليه السّلام فرمود : اى مفضّل بينديش در كارهائى كه در انسان نهاده شده از خوراك و خواب و جماع و آنچه در آنها تدبير شده ، زيرا براى هر كدام محركى در خود آدمى است گرسنگى خوراك ميخواهد كه زندگى و قوام تن بدانست ، چرت خواب مىآورد كه آسايش بخش و نيرو پرور است ، و شبق جماع خيز است كه مايه ماندن نژاد است ، و اگر آدمى براى نياز تن بخوراك دنبال آن ميرفت و در طبع خود محرّكى بدان نداشت بسا براى تنبلى در آن سستى ميكرد تا تنش لاغر و نابود ميشد چنانچه كس نياز بدارو دارد براى بهبودى تن و دفع الوقت مىكند تا تنش تكيده مىشود ، و اگر تنها براى طلب فرزند بدنبال جماع ميرفت دور نبود كه در آن سستى كند تا نژاد كم شود و بريده گردد ، زيرا بسا كسى كه گرايشى به فرزند ندارد و از آن خوشش نيايد ، ببين چگونه براى اين كارها كه قوام و صلاح آدمى بدانها است محركى در خود او است كه او را بدانها ميراند . بدان كه در آدمى 4 نيرو است . 1 - جاذبه كه غذاپذير است و آن را بمعده درآورد . 2 - ممسكه كه نگهش دارد تا طبع در آن كارى كه بايد بكند . 3 - هاضمه كه آن را ميپزد و جوهرش را ميگيرد و در بدن پخش مىكند . 4 - دافعه كه فضولات آن را بيرون مياندازد ، بينديش در تقدير اين نيروها و كارشان و اندازه آنها به همان برآورد نياز و چه تدبير و حكمتى دارند . اگر جاذبه نبود آدمى بدنبال خوراك كه قوام تن است نميرفت ، و اگر ماسكه نبود خوراك در درون شكم نميماند تا معده هضمش كند و اگر هاضمه نبود پخته نميشد تا جوهرش كه غذاى تن است جدا شود و نياز آن را برآورد ، و اگر دافعه نبود