پيه است و آن سپيد است و سياهى ديدن از روح است ، دليلش اينكه نگاه كنى صورتت را در مردمك آن بينى و آدمى صورتش نبيند جز در آب يا آينه و مانندش ضباع گفت : پس چرا چون چشم كور شود روح تيره گردد و ديد برود ، فرمود :
چون خورشيد تابان كه ابرش بپوشاند ، گفتند : روح كجا ميرود ؟ فرمود : پرتو طالع در روزن خانه وقتى روزن را ببندند كجا ميرود ؟
گفت : اين را برايم شرح بده ، فرمود جايگاه روح مغز است و شعاعش بمانند پرتو خورشيد در همه تن پراكنده است ، مانند خورشيد كه در آسمانست و پرتوش بر زمين پهن است و چون قرص نهان شد خورشيدى نيست و چون سر بريده شود روحى نيست .
بيان : « مركبه است » يعنى دريافت در اين عضو تركيب شده و او است كه درك ديدنيها كند ، و امام فرمود : دريافت از روح است و دلالت دارد كه دريافت كن خود نفس است و اين اعضاء ابزار آنند و گذشت كه مشهور همين است ، و محتمل است كه مراد روح حيوانى باشد و او است كه در چشم دريافت مىكند نه خود پرتو ديده و با مذهب ديگر مخالف نيست و مؤيد آنست كه فرمود : جايگاه روح مغز است ، و اين دلالت دارد كه جاى روح و منشأ آن مغز است چنانچه گفتهاند ، و گويا نزاع لفظى است و در اينجا مقصود روح نفسانى است كه از مغز بوسيله اعصاب به همه تن فرود آيد و سرچشمه همه دل است .
يكى از محققان گفته : خداوند سبحان بصنع لطيفش جرمى گرم و نورانى و لطيف و زلال آفريده بنام روح بخارى و آن را مركب نفس و قوايش و تخت فرشتههايش ساخته ، بزندگى نفس زنده است و تا بتن وابسته بجا است و با كوچيدن نفس از تن نابود گردد و مانند جرمهاى ديگر تن نيست كه زندگى برود و او بماند ، و زندگى تن ببخشش خداى بخشنده بوسيله نفس بدانست ، و هر جا پرتو آن بتابد زنده است و گر نه بميرد ، و از بستن اعضاء عبرت گير كه مايه سكون مىشود و اگر نه اينكه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤١