و در جاى خود نشانيد ، و دم نزد تا من برخاستم .
امام عليه السّلام خندهاى كرد و فرمود : اى هشام اين را كه به تو آموخت ؟
گفتم : يا ابن رسول اللَّه بزبانم روان شد ، فرمود : اى هشام به خدا اين در صحف ابراهيم و موسى ثبت است .
2 - در علل ( ج 1 ص 103 ) : بسندى از راوى كه شنيدم امام ششم عليه السّلام ميفرمود : اى فلانى بدان كه دل در تن چون امام است در مردم كه فرمانبردن او واجب است بر آنان ، نبينى كه همه اعضاء تن پاسبانان دلند و ترجمان اويند و از او گويند ، دو گوش و دو چشم و بينى و دو دست و دو پا و فرج ، چون دل آهنگ ديدن كند ، هر دلدار دو چشم بگشايد و چون آهنگ شنيدن كند دو گوش بجنباند و سوراخشان را باز كند و بشنود ، چون آهنگ بو كردن كند با بينى بو كشد و آن بو را بدل رساند ، و چون آهنگ سخن كند زبان گشايد ، چون آهنگ حركت كند پاها را گشايد ، چون آهنگ دلخواه كند آلت مردى بجنبد و برخيزد ، همه اينها خواست دل را اداء كنند و شايسته است كه امام همچنين فرمانبرى شود .
3 - در توحيد و خصال ( 112 ) : بسندش از امام چهارم عليه السّلام در حديثى طولانى ميفرمايد : هلا كه بنده را چهار چشم است به دو تا امر دين و دنيايش را بيند و به دو تا امر آخرتش را و چون خدا خير بندهاى را خواهد دو چشمى كه در دلش هست باز كند و بدانها غيب و امر آخرتش را بيند و اگر جز آن برايش خواهد دل را بدان چه دارد رها كند .
گويم : اخبار احوال دل و صلاح و فسادش را و احوال نفس و درجاتش را در نيكى و بدى در ابواب مكارم اخلاق كتاب كفر و ايمان آوردهام .
4 - در مناقب ( ج 4 ص 353 ) از ابن شهراشوب در ضمن پاسخهاى امام رضا عليه السّلام در حضور مأمون به ضباع بن نصر هندى و عمران صابى كه عمران پرسيد : ديده نورى با خود دارد يا روح است كه هر چيز را بيند ؟ فرمود : ديده
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 240
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٠