ندارند ، و نه عضوى از آن ، و بايد يك جوهرى باشد كه همه اين اوصاف را شايد .
6 - قول خدا تعالى « راستى ما آفريديم آدمى را از نطفهاى آميخته بيازمائيم او را پس بگردانيمش شنوا ، بينا 2 - الدهر » و اين صريح است در اين كه آدمى يك چيز است و هم او است آزمون شده بتكاليف الهيه و امور ربّانيه و هم موصوف بشنود و ديد ، و مجموع تن چنين نيست و نه عضوى از آن ، و نفس جز تن است و هم او است كه اين اوصاف را دارد .
و بدان كه اخبار در باره وصف ارواح پيش از وابستن به تنها و پس از جدا شدن از آنها بسيارند ، و همه دليلند كه نفس جز تن است ، و عجب است از كسانى كه اين آيات بسيار را ميخوانند و اين اخبار بسيار را روايت ميكنند و باز گويند رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در گذشت و روح را نشناخت و اين شگفت آور است .
سپس اين آيه را براى تأييد مذهب خود بدين تفسير تقرير كرده كه اگر روح جسم بود و از حالى بحالى و وضعى بوضعى دگرگون ميشد برابر بدن بود در اينكه پديده از اجسام دگرگون اوصاف است و چون از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم پرسش ميشد پاسخ دهد جسمى است كه چنين بوده و چنان شده تا روح شده چنانچه در شرح تولد بدن فرمود : نطفه بوده و علقه شده و مضغه شده .
و چون چنين نفرمود و فرمود كه « آن از فرمان پروردگار من است » و هستى ندارد بجز اينكه خدايش فرموده « باش و بوده است » خود دليل است كه جوهريست نه از جنس اجسام ، بلكه جوهرى قدسى و مجرّد ، و بدان كه بيشتر عرفاء كامل كه مرتاض و اهل كشف و شهودند اصرار دارند بدين عقيده و يقين دارند بدين مذهب .
سپس گفته : منكران تجرد روح بوجوهى تمسّك كردند .
1 - اگر چون ذات خدا نه جسم است و نه عرض مانند او است در حقيقت و اين نشدنيست .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 19
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩