تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
و خدا تعالى فرمود « و البته آنها را تمكين داديم در آنچه اگر شما را تمكين داده بوديم در آن ، و ساختيم براشان گوش و ديده‌ها و دلها و سود نكرد براشان گوششان و نه ديده‌هاشان و نه دلهاشان به هيچ وجه ، 26 - الاحقاف » هر سه را وسيله اتمام حجت دانست و منظور همان دل است كه در آنچه گوش و ديده به دو رسانند حاكم است . و اما حديث ، روايت نعمان بن بشير است كه شنيدم ميفرمود صلى اللَّه عليه و آله هلا در تن پاره گوشتى است كه اگر به باشد همه تن به است و اگر تباه شود همه تن تباه است هلا كه آن دل است . و امّا از نظر عقل وجوهى است : يك ، اگر دل بيهوش شود و اعضاء ديگر را ببرند فهم نشود ، و اگر دل به هوش باشد هر آفتى بهر عضو رسد فهم شود ، و اين دليل است كه همه اعضاء پيرو دلند ، و چون دل شاد يا غمين شود اعضاء ديگر دگرگون شوند و همچنين است در اعراض نفسانيه ديگر . دوم : دل مركز خواسته‌ها است كه باعث بر كارهاى ديگر اعضاء است و چون خواستن منشأ كارها است و مركز آن دل است پس فرمانده مطلق همان دل است . سوم : اينكه معدن عقل دل است و بنا بر اين فرمانده مطلق او است گرچه در مقدمه يكم گفتگو است زيرا گروهى از قدماء معتقدند مركز عقل مغز است و آنچه دليل گفته ما است چند وجه است . الف : قول خدا تعالى « آيا نگردند در زمين تا دلى داشته باشند و با آن تعقل كنند ، 46 - الحج » و فرموده « دلها دارند كه با آنها نفهمند 178 - الاعراف » و فرموده « در اينست ياد آورى براى كسى كه دل دارد ، 37 - ق » يعنى عقل دارد و آن را دل گفته چون مركز آنست . ب : خدا هر چه ضدّ عقل است بدل وابسته كه فرموده « در دلشان بيماريست 10 - البقره » « مهر نهاد خدا بدلهاشان ، 7 - . » « و گفتند دلهاى ما بسته‌اند