در همان عالم ارواح يا در عالم اجسام و نخست روشنتر است و از تأييد آنها بدين روح در فطرت جسمانى علمائند تا آخر . . .
گويم اخبار بسيارى در اين باره در باب حدوث عالم گذشت .
شارح مقاصد گفتند : نفوس آدمى مجرّد باشند يا مادى بعقيده ما حادثند زيرا اثر قادر مختارند و همانا سخن در اينست كه پيش از تن پديد شدند براى قول پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله « آفريد خدا ارواح را 2 هزار سال بيش از اجساد » يا پس از بدن براى قول خدا تعالى « سپس او را آفريدهء ديگر برآورديم ، 14 - المؤمنون » كه اشاره است بدان نفس ، و در حديث با اينكه خبر واحد است اشاره نيست كه مقصود از ارواح نفوس آدمى است يا جوهر علوى و نه در آيه باينكه مقصود پديد كردن نفس است يا پديد كردن و بستن آن بتن ، ولى برخى فلاسفه نفس را قديم دانند و ارسطو و پيروانش آن را حادث شمارند ، سپس دليلهاى دو گروه را ذكر كرده و بر آنها اعتراضاتى كرده كه ما از ذكر آن خوددارى كرديم .
شيخ مفيد - قده - در پاسخ مسائل رويه ( سرويه خ ب ) گفته اخبار خلق ارواح 2 هزار سال پيش از اجساد آحاد است و موافق عامه كه آن را روايت كردند و نميتوان آن را در پيشگاه خدا درست دانست و اگر هم درست باشد مقصود اينست كه خدا در علم خود ارواح را پيش از اجساد اندازهگيرى كرده و سپس اجساد را برآورده و روح در آنها آفريده ، و مقصود خلق تقدير است نه آفرينش ذات ارواح چنانچه شرح داديم ، و آفرينش آنها پس از اجساد و اشكالى است كه روح سرپرست آنست ، و اگر نه چنين بود ارواح به خود پاينده بودند و نياز بابزارى كه بدان وابندند نداشتند و بايد ما بدانيم پيش از تعلق بتن چه وضعى داشتيم چنانچه وضع خود را پس از وابستن به آن ميدانيم ، و اين نشدنيست و فسادش نهان نيست .
و اما حديث الارواح جنود مجنده الخ معنايش اينست كه ارواح كه جواهر بسيطند در جنس همكارند و بعوارض از هم جدا شوند و همدگر را وانهند ، و هر كدام با هم آشنا شدند بموافقت در رأى و خواست الفت گيرند بهم و هر كدام ناشناس هم
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٧