از برابرى ارواح ردهبندى آنها است به سعادت و شقاوت و اخلاق در آغاز آفرينش ميفرمايد : جسدها كه در دنيا روح دارند بهم برخورند و الفت گيرند يا از هم نفرت كنند ، طبق آنچه بر آن آفريده شدند ، و از اين رو بينى كه نيك نيكان را دوست دارد و بدانها گرايد و بد بدها را دوست دارد و بدانها گرايد - پايان - كرمانى در شرح بخارى گفته : يعنى ارواح گرد هم آفريده شدند و در تنها از هم جدا شدند ، و هر كه سازگار شد با وصف بدان الفت گيرد و هر كه دورى كرد نفرت گيرد ، خطابى گفته : ارواح پيش از اجساد آفريده شدند و با هم برخورد كردند و چون با تن درآميختند آشنا شوند بيادگار نخست و با هم آشنا و ناشناس باشند بدان عهد پيشين .
نووى گفته : مجنده يعنى فراهم و آماده و انواع گوناگون ، و شناسائى با هم براى امرى بوده كه خداشان بدان واداشته و گفتهاند بسازگارى اوصاف و تناسب سرشت بوده .
طيّبى گفته : فاء در « فما تعارف » دلالت دارد بر يك درآميختن ازلى سپس جدائى در آن شد طولانى و آنگه الفت با هم پس از ناشناسى هم چون كسى كه انيس خود را از دست داده و سپس به دو پيوسته و به او چسبيده و مأنوس شده ، و اگر در پيش به او آميزشى ندارد از او نفرت آرد و تشبيه بلشگرها دليل است كه اجتماع در ازل براى كار مهمى بوده چون گشودن كشورها و شكست دشمنها ، و دلالت دارد كه يك گروه حزب خدا بودند و يك گروه حزب شيطان ، و اين شناسائى يك الهام الهى است بىاشاره بدان سابقه - پايان - .
و سخن قطب الدين راوندى در باره اين خبر گذشت - ره - .
بدان كه اخبار معتبريكه در اين باره گذشتند و آنچه در بابهاى آغاز آفرينش رسول صلى اللَّه عليه و آله و آفرينش أئمه عليهم السّلام پيش داشتيم كه نزديك بتواترند دلالت دارند كه آفرينش ارواح پيش از اجساد است ، و آنچه دليل آوردند بر حدوث
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 135
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٥