تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
گذشته را آورده با قيد سوگند ) تا گفته كه آن حضرت خشم كرد و حديث مهم در اين حالت از او شنيده ميشد ، گويد : دو دست به آسمان برداشت و فرمود : چگونه اين شدنى است با اينكه پروردگار ما تبارك و تعالى ارواح را 2 هزار سال پيش از بدنها آفريده سپس دوست و دشمن ما را بما نمود ، به خدا من تو را در دوستان خود نديدم تو كجا بودى ؟ 17 - در علل ( ج 2 ص 111 ) : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه فرمود : ارواح لشكرهاى آماده بودند و هر كدام بهم آشنا شدند در پيمان‌گيرى اينجا بهم الفت گيرند و هر كدام در پيمان‌گيرى با هم ناشناس شدند در اينجا از هم جدا شوند ، و پيمان‌گيرى همگان در اين حجر الاسود است ( الخبر ) . 18 - و از همان ( ج 1 ص 80 ) به همين سند از امام ششم عليه السّلام كه خدا تبارك و تعالى پيمان از بنده‌ها گرفت و آنها سايه‌ها بودند پيش از ولادت ، و هر آن ارواحى كه بهم آشنا شدند با هم الفت گرفتند و هر كدام ناشناس شدند از هم جدا شدند . 19 - و از همان ( . . ) : به همين سند از يك راوى كه به امام ششم عليه السّلام گفت : چه گوئى در اينكه « الارواح جنود مجنده الخ » فرمود ما آن را گوئيم راستى همچنين است ، البته خدا عزّ و جلّ پيمان گرفت از بنده‌ها كه سايه مانند بودند پيش از ولادت ، و اينست قول خدا عزّ و جلّ « و چون كه گرفت پروردگارت از آدميزاده‌ها از پشت آنها نژادشان را و گواهشان كرد بر خودشان - تا آخر آيه - 171 الاعراف » فرمود : هر كه در آن روز اعتراف كرد آشنا شد و هر كه آن روز انكار كرد در اينجا جدائى كرد . بيان : در نهايه گفته در حديث است كه « الارواح جنود الخ » مجنده يعنى فراهم و آماده چنانچه گويند الوف مؤلّفه ، قناطر مقنطره ، و معناش گزارش از آغاز ارواح است و پيش بودن آنها بر اجساد ، يعنى ارواح در آفرينش خود دو بخش بودند ، آشنا و ناشناس مانند لشكرهاى فراهم آمده كه در برابر هم باشند و مقصود