چه بود ؟ فرمودش واى بر تو اى زاده حريث اين غيبگوئى نبود از من ، راستى چون خدا تبارك و تعالى ارواح را 2 هزار سال پيش از تنها آفريد و ميان دو چشم آنها نوشت كه مؤمن يا كافر ، سپس آن را در قرآن بر محمّد صلى اللَّه عليه و آله فروآورد كه « راستى در آن نشانهها است براى نشانهشناسان ، 75 الحجر » پيغمبر از آنها بود و پس از او منم و امامان از نژادم .
و از همان ( 353 ) : از امام پنجم عليه السّلام مانند آن - تا فرموده - واى بر تو اى عمرو اين غيبگوئى نيست ، ولى خدا ارواح را 2 هزار سال پيش از تنها آفريده و چون در بدن تركيبشان كرده ميان دو چشمشان نوشته ، مؤمن ، كافر ، و هر چه بدان گرفتار شوند ، و آنچه از كار خوب يا بد كنند تا باندازهء گوش موشى و آنگه آن را در قرآن بر پيغمبرش فروفرستاد و فرمود «
ان في ذلك لايات للمتوسمين »
رسول خدا همان نشانه شناس بود ، و سپس من و نژاد پس از من همان « نشانه شناسانند » و چون در او انديشيدم شناختم در چهرهاش آن نشانهها نيست .
در اختصاص ( 308 ) : بسندى مانندش آمده .
14 - در بصائر ( 88 - 89 ) : بسندى كه عبد الرّحمن بن ملجم - لعنه اللَّه - نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و - حديث را كشانده تا آنجا - كه فرموده راستى خدا ارواح را 2 هزار سال پيش از اجساد آفريده و آنها را در هواء جا داده و هر كدام با هم آشنا شدند در دنيا بهم الفت گيرند ، و هر كدام آنجا ناشناس شدند در دنيا جدا شوند ، و راستى كه روح من روح تو را نميشناسد ( الخبر ) .
15 - و از همان ( 87 ) : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه مردى نزد أمير المؤمنين عليه السّلام آمد و گفت : هلا به خدا دوستت دارم و ولايت تو را دارم ، فرمود : چنان نيستى كه گفتى ، واى بر تو راستى خدا ارواح را 2 هزار سال پيش از بدنها آفريد و دوستان را بما وانمود و به خدا روح تو را در ميان آنها نديدم ، تو كجا بودى ؟ آن مرد دم فروبست و به دو برنگشت .
16 - و از همان ( 87 ) : بسندى از امام ششم عليه السّلام ( قريب بمضمون اخبار