تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
رسولان خود را بدانها فرستاد ، و حجج خود را بدانها برگرفت تا مژده بخش و بيم ده باشند و بانواع بندگى معبود خود آنها را وادارند ، و كيفرهاى دنيا و كيفرهاى آخرت را در بر آنها نهاده و ثوابهاى دنيا و ثوابهاى آخرت را تا آنها را بنيكى تشويق كند و از بدى بر كنار سازد ، و آنان را بطلب روزى زبون كند تا بدانند پرورده و بنده و آفريده‌اند ، و رو بعبادتش آرند و سزاوار نعمت أبدى و بهشت جاويدان گردند و از گرايش بدان چه‌شان نسزد آسوده مانند . سپس فرمود : اى پسر فضل راستى خدا تبارك و تعالى خيرخواه‌تر است براى بندگانش از خودشان نبينى كه همه در مقام برترى بر ديگرانند تا آنجا كه برخى بدعوى خدائى گرايند ، و برخى بناحق بدعوى پيغمبرى برآيند يا امامت بناحق با همه كاستى و درماندگى و ناتوانى و خوارى و بينوائى و دردها و مرگ و ميرها كه دنبال هم بر آنها آيند و همه را سركوب كنند ، اى پسر فضل راستى خدا تبارك و تعالى با بنده‌هايش جز كار بهتر نكند و هيچ بمردم ستم نكند ولى مردمند كه بهم ستم كنند . بيان : ممكن است مناوبة در روايت منادبه با دال باشد از ندبه بمعنى گريه و ناله . 7 - در اختصاص ( 311 ) : بسندى از اصبغ بن نباته كه بهمراه أمير المؤمنين عليه السّلام بودم و مردى نزد او آمد و بر او سلام داد و گفت يا أمير المؤمنين راستى به خدا كه در راه خدا دوستت دارم ، و در نهانيت دوستم چنانچه در آشكار ، و بولايت تو در نهانى خدا را ديندارم چنانچه در آشكار ، چوبى در دست أمير المؤمنين عليه السّلام بود و سر فروداشت و ساعتى آن را به زمين كوبيد ، سپس سر به دو برآورد و فرمود : راستى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم هزار حديثم گفت كه هر حديثى هزار باب داشت و اينكه ارواح مؤمنان در هوا بهم برخورند و هم را بويند و هم‌شناسى كنند ، هر كدام بهم آشنا شدند الفت گيرند بهم و هر كدام ناشناس شدند جدا شدند از هم ، و به حق خدا تو دروغ‌گوئى و من چهره تو را در چهره‌هاى آشنا نشناسم و نه نامت را در نامها .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 130 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى