كه گلى چسبنده بر آوردند و خورشيد بتابش خود آن را سنگ كرده چون كوزههاى آبجو وانگه آب ته كشيده و بقيه چنين شده و كوه پديد گرديده ، و در دوران قديم بر اثر اينكه حضيض خورشيد در شمال بوده كه با اوج آن حركتى دارند و نزديك زمين بوده و بيشتر آن را داغ كرده و آبها را در آن كشيده و درياها را به ربع شمالى آورده و چون اوج و حضيض خورشيد بجنوب منتقل شدند خرده خرده درياها را بدان سو كشيدند و اين كوهها در شمال بجا ماندند و اين خلاصه سخن آنها است در اين باره و از چند راه نادرست است .
يكم : هر دريا گل دارد پس چرا يكسو كوه بر آمده و در يكسو بر نيامده .
دوم : برخى كوهها را مشاهده كنيم كه سنگهايش مانند ساختمان روى هم چيده شدهاند رده بر رده و چون خشت كه بناء بسازد ، و اين تركيب از تاثير خورشيد در گل بعيد است كه حاصل شود .
سوم : اكنون اوج خورشيد نزديك اول سرطانست و بايد 9 هزار سال پيش از شمال بجنوب آمده باشد و بايد در اين دراز مدت كوهها از هم پاشيده و فرو ريخته باشند و بايد سنگى برجا نمانده باشد و چنين نيست و دانستيم كه سببى كه آنها ذكر كردند سست است .
2 - كانهاى هفتگانه فلزات و معادن جواهر نفيس كوهها دليل بر وجود صانعند بعلاوه از معادن زاغ و نمك و نفت و قير و كبريت چون زمين و كوه يك طبع دارند و خورشيد يك اثر و اين خود دليل روشنى است بر خدا و نيروى او كه بممكن و پديده نماند .
3 - كوهها سبب پديد شدن نهرهاى آبند بر زمين چون سنگ سخت است و وقتى بخارهاى درون زمين بالا آمدند زير كوه بمانند و بدنبال هم تكامل يابند و آبها بسيار زير كوه پديد شود و با فشار خود كوهها را بشكافند و بر زمين روان شوند و سود كوه در پديدش نهرها از اين راه است و از اين رو بيشتر جاها كه خدا نام كوه برده است بدنبالش أنهار آورده چون اين آيه « و نهاديم در آن
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 53
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٣