تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
دارد و هدفهاى درست « پروردگارا نيافريدى اين را بيهوده » « و نيافريديم آسمان و زمين و آنچه ميان آنها است بيهوده اينست گمان آنان كه كافر شدند » . اعمال در آن بالا روند ، و انوار از آن به زير برآيند قبله دعا است و مركز ضياء و صفا بهترين رنگها كه پرتو افكني است از آن او كرده و نيكوتر شكل مستدير را اخترانش رجوم ديوانند و نشانه‌ها كه بدان در ظلمات خشكى و دريا رهيابند براى خورشيد طلوعى فراهم كرد و او را براى برآورد نيازها بهر طرف چرخانيد و غروبي آوردش تا آرامش و سكون در هر جا حكمفرما شوند و نيروى هاضمه به كار افتد و غذا را بهر جا برساند . و نيز اگر طلوع نداشت آبها يخ ميزدند و سردى و كثافت غلبه ميكردند ؛ و حرارت غريزيه خرده خرده بخموشى ميگرائيد و اگر غروب نداشت زمين و هر چه دارد ميسوخت و چون چراغى است كه براى اهل خانه به اندازه نياز افروخته شود و خموش گردد تا بيارامند و نور و ظلمت با همه جدائى در مصلحت ساكنان زمين يار و همكارند . و از بالا رفتن و پائين كشيدن زمين در مدار خود خدا چهار فصل پديد كردند و در زمستان گرما در درون درخت و گياه بجوشد تا مايه بار و بر در آن پديد گردد و هوا در هم شود و ابر و باران فراهم آيد و تن جانداران با تو كشيدن حرارت در درونشان نيرومند گردد در بهار طبيعت بجنبش آيد و مايه‌هاى درونى برايند درخت گل دهد و جاندار به گل آيد و در تابستان هوا گرم شود تا ميوه‌ها برسند و زائدهاى تن تحليل روند و روى زمين خشك شود و آماده آبادى و زراعت گردد در پائيز سرما و خشكى پديد گردند و بدنها خرده خرده آماده زمستان گردند . و اما ماه دنبال خورشيد و جايگزين او است و شماره سال و حسابست و اوقات شرعى با آن مضبوط گردند و نموّ و سيرابى از آن برآيند ، خدا در برآمدنش مصلحتى نهاده و در نهانيش مصلحتى حكايت است كه يك اعرابى شب خوابيد و شترش را گم كرد و چون ماه بر آمد آن را جست و رو به ماه كرد و گفت : خدايت نقش بست و روشن كرد ؛ و در هر برجت چرخانيد و چون خواست برافروخت و چون خواست خموش