تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
او بوجود آورده و او است كه آب را آماده كشتيرانى آفريده و باد كشتى بر آفريده و گر نه كشتيرانى نميشد و چون خدا آنها را آفريد كشتى را از آن خود دانسته و مسخر امر خود معرفى كرده كه شأن بزرگانست . « و مسخر كرد براتان نهرها را » چون آب دريا شور است و فرود براى زراعت كم سود ، خدا بگشودن نهرها و چشمه‌ها نعمت خود را تمام نمود تا آب بزراعت و گياه روان شود و نيز آب دريا نوشيدن را نشايد « و بشما داده هر چه خواستيد » به زبان حال و آمادگى خود « اگر بشماريد نعمت خدا را آمارش نتوانيد » رازى در ج 19 ص 129 - 30 ) تفسيرش گفته : چون آدمى خواهد بداند كه نميشود همه نعمتهاى خدا را بر شمرد بايد در يك رشته آن بينديشد تا درماندگى خود را بفهمد و ما دو نمونه بياريم . - پزشكها گفتند پىها دو بخش دارند يكى در مغز و ديگرى در استخوانهاى پشت ، در مغز هفت باشند و رنج بردند تا حكمت هر كدام را بدانند ، و شك ندارد كه هر كدام از آن هفت پره‌هاى بسيارى دارند و هر كدام آنها هم رشته‌هائى نازكتر از مو دارند كه باندام گذر كنند و اگر يك رشته ناساز شود بيمارى رخ دهد ، اين رشته‌هاى نازك بسيارند و هر كدام را وظيفه‌ايست ، چون آدمى انديشد بداند كه هر كدام از اين رشته‌هاى پى نعمتى است بزرگ كه اگر از دست برود زيان بزرگى دارد ، و بفهمد كه راهى ندارد كه آنها را به خوبى بشناسد و درستى گفته خدا را كه « اگر شماره كنيد نعمت خدا را نتوانيد آمار گرفت » بفهمد . همين ملاحظه را در رگهاى خون بكن و در رگهاى تنفس كه هر كدام را اعضاء تك و مركبى است بحسب كيف و كم و وضع و فعل و پذيرش فعل ، و در اينجا دريائى است بىكناره ، و چون اين را در تن يك آدمى ملاحظه كردى ، نعمتهاى خدا را در جان و روحش بسنج زيرا عجائب عالم ارواح بيش از عالم اجساد است . چون احوال عالم جانداران را ملاحظه كردى باحوال افلاك و اختران و طبقات عناصر و عجائب خشكى و دريا و گياه و حيوان بپردازد تا بدانى كه اگر همه خردها