را پيش گفت زيرا براى بيشي نژاد بيشتر است ، يا براى اينكه مناط خواست خدا است نه خواست مردم يا اينكه سخن در بلا است و دختر نزد عرب بلا است يا براى دلخوشى پدران آنان يا براى تناسب فواصل آيات « او داناتر است بشما چون آفريده شما را » يعني باحوال شما از دوران آفرينش آدم از خاك و از صورتگرى شما در رحم
مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى
يعنى بجهد در رحم يا خلق شود يا مقدر شود از آن فرزند .
وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ
يعنى شما را در آفريدههاى آسمان و زمين زيباتر آفريد كه خلاصه اوصاف كائنات و خصائص مبدعات را بشما داد و شما را نمونه همه آفريدهها ساخت
لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً
يعنى احترامى براى بندههايش و فرمانبرانش منظور نداريد ، با اينكه شما را چند طور آفريده نخست به صورت عناصر 2 - مركبات كه غذاى آدمى باشند 3 - سپس اخلاط 4 - وانگه نطفه 5 - علقه 6 - مضغه 7 - استخوان 8 - گوشت تا آفريدهء ديگر شديد ، كه اينها دلالت دارند كه بار ديگر هم ميتواند آنها را بيافريند و ثواب عظيم بدانها دهد و بر اينكه نيروى خدا بزرگ است .
على بن ابراهيم گفته در روايت ابى الجارود از ابى جعفر عليه السّلام در تفسير قول خدا
لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً
فرمود : از عظمت خدا نترسند و هم او گفته : در تفسير
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
يعنى با حواسهاى مختلف و خواستهاى همه رنگ
وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً
يعنى آفريد شما را از زمين .
على بن ابراهيم گفته يعنى بر زمين
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ
بيضاوى در ( ج 2 ص 569 ) تفسيرش گفته : استفهام براى تقرير و تقريب است و از اين رو تفسير شده به قد .
حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ
اندازه محدودى از زمان نامحدود « نبود چيزى در ياد » بلكه به كلى فراموش بود و آدميت نداشت ، عنصر بود ، نطفه بود « امشاج » يعنى آميخته چون مقصود مجموع آب مرد و زنست كه هر كدام را اجزاء جدائيست در روانى و بستهگى و خاصيت و هر جزء مايه عضوى است و گفتهاند يعنى چند رنگ چون كه آب مرد سفيد است و از زن زرد و چون بهم آميزند سبز باشد ، يا چند طور كه نطفه و علقه و مضغه