رازى گفته : ترائب زن استخوانهاى سينه او است تا آنجا كه گردن بند آويزد و اين قول همه لغتدانانست و سپس گفته در اين آيه دو قول است 1 - فرزند آفريده شود از آبى كه از پشت مرد آيد و از سينه زن 2 - آفريده است از آبى كه برآيد از پشت مرد و سينهگاه او ، و دليل دوم گوينده دوم دو وجه است .
1 - اينكه آب مرد تنها از پشتش آيد و آب زن از سينهاش و بنا بر اين آب ميان هر دو وجود ندارد و اين مخالف آيه است .
2 - خدا بيان كرده كه آدمى از آب جهنده خلق شود و اين وصف آب مرد است و آنگه آن را وصف كرده ميان صلب و ترائب است و اين دليل شود كه فرزند تنها از آب مرد است و آنها كه قول اول را گفتند جواب دادند از دليل اول باينكه رواست گفته شود خير بسيارى از ميان اين دو برآيد گرچه با هم جدا باشند و بعلاوه مرد و زن كه بهم پيوستند يك تن واحد شوند و اين تعبير خوش باشد و از دليل دوم باينكه در اينجا نام جزء بر كل اطلاق شده و چون جزئى از دو بخش منى جهنده است اين نام را بمجموع دادند و گفتهاند دليل بر اينكه فرزند از هر دو آفريده شود اينست كه منى مرد به تنهائى كوچك است و كافى نيست و روايت شده كه چون آب مرد غالب باشد پسر گردد و به او ماند و خويشانش و چون آب زن غالب باشد به او و خويشانش مانندهتر گردد و اين دليل صحت قول اول است .
سپس گفته : بيدينان بر اين آيه خرده گرفتند كه اگر مقصود از خروج ميان صلب و ترائب اينست كه منى از آنجا درآيد درست نيست زيرا منى از فضله هضم چهارم است و از همه اجزاء تن برآيد تا از هر عضوى طبع و خاصيت آن را گيرد و آماده شود كه مانندى از آن با همه اعضاء پديد گردد ، از اين رو گفتهاند هر كه در جماع افراط كند ناتوانى بر همه اعضايش چيره گردد ، و اگر منظور اينست كه بيشتر منى از آنجا است سست است زيرا بيشتر منى از مغز تراود و دليلش اينست كه بمغز ماند و آنكه پرجماع كند نخست دو چشمش ناتوان شوند .
و اگر مقصود اينست كه آنجا جايگاه منى است باز هم سست است زيرا جايگاهش
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 299
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩٩