تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
دارند ، پرنده بدان نگذرد تا برسد به ديگرى ، مورچه‌ها شب در سوراخ خود بخوابند و روز بدرآيند . و بسا با اسبهائى كه در شب 30 فرسخ راه روند بدان جا دستبرد زنند و بارهاى خود را پر كنند و بدر روند و ناگاه مورچه‌ها بدنبال آنان بيرون شوند ، و چون باد بدوند و بهر چه برسند آن را پاره پاره كنند ، و بسا كه با تيكه‌هاى گوشت آنها را سرگرم كنند و از آنها برهند و اگر بدانها رسند با اسبانشان آنها را تيكه تيكه كنند . بيان : رقه شهريست كنار فرات و مقصود از صاحبش هارونست كه در آن روزگار آنجا بوده . . . 17 - در كافى : بسندى كه به امام رضا عليه السّلام گفته شد : چنين سخنى ميگوئى با اينكه شمشير خون ميچكاند ؟ فرمود : خدا را درّه‌ايست از طلا كه با ناتوانترين خلقش كه مورچه است آن را حمايت كرده و اگر شتران بختى قصد آن كنند نتوانند بدان رسند . 18 - توحيد مفضل : امام صادق عليه السّلام فرمود : اى مفضّل بينديش در اين معادن و جواهر گوناگونى كه از آنها برآيند مانند گچ ، ساروج ، آجر ، زرنيخ ، مرداسنج ، سنگ سرمه ( توتيا خ ب ) زيبق ، مس ، قلع ، نقره ، طلا ، زبرجد ، ياقوت زمرّد ، و انواع سنگها و همچنين آنچه از آنها برآيد چون قير ، موميا ، كبريت و نفت و جز آنها كه مردم براى نيازهاى خود به كار برند ، آيا بر خردمندى نهانست كه اينها همه ذخيره‌ها باشند كه براى آدمى فراهم شده‌اند در زمين تا آنها را بر آرد و در نيازمنديهاى خود به كار برد ، و حيله مردم با همه تلاش در آن بدان جا نرسيد كه آنها را بسازند . زيرا اگر بعلم كيميا و فلز سازى دست يافته بودند بناچار ظاهر ميشد و در جهان شايع ميشد ، و نقره و طلا فراوان ميشدند و از نظر مردم مىافتادند و ارزش خود را از دست ميدادند و ديگر در خريد و فروش و معاملات از آنها استفاده نميشد و سلطان از آنها خراج نميگرفت و براى بازمانده‌ها پس انداز نميشدند ، و با اين حال بمردم