تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و كسى كه چنين نگويد نميتواند معجزه‌هاى ثابت پيغمبران و اوصياء را باور كند ، و چنين است شيوه خدا در بسته شدن جواهر در كانها بوسائل اثر بخش زمينى و آسمانى براى برخى مصالح . و چون كمال قدرت خويش نمايد و مقام ولىّ خود را بلند كند ريگ را در مشت او گوهرى تابان سازد و آهن را در پنجه او خميرى نرم ، و همه بدنهاى پوسيده را يكباره در روز قيامت زنده از گورها برآرد ، و هيچ كدام اينها و مانندشان با قواعد فاسده و آراء بىارج فلاسفه استوار نباشد « 1 » . و برخى فلسفه‌بافان براى كنار بودن از تشهير و تكفير گفته : برگشت روح به تنى چون تنى كه پيشتر در دنيا داشته در روز قيامت نشدنى نيست و طبق بيان شرع ممكن است و استبعادى ندارد ، و نبايد كه آمادگى آن مانند تن دنيوى براى پذيرش روح تدريجى باشد كه دوران نطفه تا تن كامل را طى كند مانند دوران توالد و تناسل . زيرا اين يك روشى از پديدشدنست و پديد شدن آدم بدان منحصر نيست چون رواست كه تن اخروى يكباره پديد شود براى خصوصيت زمان و مكان و اوضاع فلكى مربوطه بدان كه خواست خدا را در آفرينش مردم و تن‌سازى آنها يكباره فراهم نمايند و يكباره روح در همه آنها دميده شود بوسيله يك فرشته ، و خدا كه بخشندهء جانها است بر اثر حصول مزاج مخصوص بار ديگر آنها را بدين ابدان بر گرداند چنانچه هزارها صنف جاندار مانند مگس و جز آن در تابستان از عفونات يكباره بوجود آيند . و نبايد كه نحوه تعلق جان بتن در آغاز و در معاد يكى باشد بلكه رواست تعلق
هامش
( 1 ) تأثير طبيعى امور مادى چون پرتو بخشى خورشيد سوزندگى آتش امريست مشهور و ثابت ولى هر علتى جز خدا اثرش مانند خودش مستند به خدا است و او است كه اثر بخش آفريده و اين منافات ندارد كه بخواست خدا از اثر بخشى بيفتد و بسا براى اثرى مؤثرى نهانى باشد كه علم بشر بدان نرسد و ظهور معجزات وابسته بدانها باشد و مخالفت قواعد فلسفه با اصول اسلامى روشن نيست و بسا كه مؤيد آنها است ( شرح مترجم ) .