تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مواد و فراهم كردن استعداد و از اين رو است كه كيمياء نامى است و نامدارى ندارد و اسم بىمسمى است . ميگويم : از برخى اخبار بر آيد كه ثابت است ولى معلوم نيست كسى جز معصوم آن را بداند ، و هر چه كه را ديديم و شنيديم كه مدعى علم بدان بود نيرنگ باز و فريبكار بود و فريب خورده‌ها بدنبال آنهايند و صرف عمر در آن بيهوده و بىسود است . 13 - در توحيد مفضل : امام صادق عليه السّلام فرمود : اگر خواستاران كيميا ميفهميدند آنچه در عذره است بگران‌ترين بهايش ميخريدند و بر سر آن دعوا ميكردند . 14 - در كافى ( ج 5 ص 207 ) : بسندش از ثمالى كه به امام ششم عليه السّلام ببازار مس گذر كردم ، گفتم قربانت اصل اين مس چيست ؟ فرمود : نقره است جز اينكه زمين آن را فاسد كرده و هر كه تواند فسادش را بيرون آرد از آن سود برد . 15 - در مجازات النبويه رضى است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : در باره كوه پشتش دژ است و درونش گنج . سيد - ره - گفته : اين سخن مجاز گوئى نيست زيرا درون كوهها بطور حقيقت گنج باشند ، و همانا اراده كرده است كه صاحبانش از آن تيكه‌ها بر آرند كه مالشان فزايد و حالشان نيك شود ، و پشت كوهها دژ است ، يعنى نجات از هلاك است و پناهگاه هنگام گريز . 16 - در خرائج : كه احمد بن عمر حلال گويد بابى الحسن دوم عليه السّلام گفتم قربانت : من از اين صاحب رقه بر تو نگرانم . فرمود : از او زيانى به من نرسد ، راستى خدا را سرزمينها است كه طلا ميرويانند و خدا آنها را بناتوان‌ترين خلقش كه مورچه است حفظ كرده و اگر يك فيل بدان رو كند نتواند به آنها رسد ، و شاء گفت : من از اين بلاد پرسيدم و پيش از پرسشم اين حديث را شنيده بودم ، و به من گزارش شده كه ميان بلخ و تبت باشند كه طلا رويند و در آنها مورچه‌ايست بمانند سگها كه بر گردن قلّاده