5 - آنچه نه ذوبشدنيست و نه كشش بردار براى خشكى و سختي امتزاج ميان اجزاء تر و اجزاء خشك زور دار آن بطورى كه آتش نميتواند آنها را از هم جدا كند با اينكه سردى آبى آنها مايه زمينى را تحليل برده و رطوبت زنده روغنى در آنها نمانده و از اين روكشش پذير نيستند ، و چون بسته شدن آن با خشكيدنست آب شدنى نيست مگر به صنعتى حيلهگر بطورى كه ديگران آن گوهر بجا نماند بخلاف آهن آب شده چون ياقوت و لعل و زبرجد و مانند آنها از سنگهاى بهادار .
و آنگه برخى معدنيها هستند كه ميتوان با صنعت آنها را ساخت بآماده كردن مواد و تكميل استعداد ، چون نوشادر و نمك مصنوعى و براى برخى مانند بدلى توان ساخت كه امتياز آنها از معدنى اصلى در نظر سطحى دشوار است مانند طلا و نقره و لعل و بسيارى از سنگهاى بهادار معدنى ، و آيا ساختن حقيقت اين جواهر بىمعجزه بودن ممكن است يا نه ؟ بسيارى از خردمندان معتقدند كه ساختن طلا و نقره واقع است .
و ابن سينا گفته امكانش دليلى ندارد تا چه رسد بوقوعش ، زيرا شخصيت نوعي اين انواع دانسته نيست و نادانسته را نميشود بوجود آورد ، آرى ممكن است مس را برنگ نقره كرد و نقره را برنگ طلا و نواقص قلع را زدود ، ولى تغيير اين امور تغيير شخصيت نيست و صرفا تغيير عوارض است و لوازم و پاسخ او را دادند كه امتياز فلزات بشخصيت ذاتى آنها نيست بلكه ذات همه يكى است و اختلاف آنها بعوارض است كه تغيير پذيرند .
و اگر بپذيريم كه صورت نوعيه آنها مختلف است نپذيريم كه مجهول مطلق باشند و باعتبار خواص و لوازم آنها معلومند و گرچه تفصيل و ماهيت آنها دانسته نيست و دانستن آنها در ساخت و صنعت لازم نيست و همان دانستن موادى كه مايه گمان بافاضه صورت باشد كافى است .
چنانچه از مو مار سازند و از بادروج عقرب ، و همان ساختن ترياق با خواص و آثارى كه دارد گواه امكان آنست ، آرى سخن در وقوع است و دانستن همه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 159
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٩