عطا شده است صنعت مفرغسازى از مس و بلور سازى از ريگ ، و نقره سازى از قلع ، و طلا سازى از نقره و مانند آن كه زيانى ندارند .
بنگر چگونه در آنچه زيانى ندارد به آنها آزادى داده شده ، و از آنچه زيان دارد منع شدند ، و هر كه به بن معادن رسد بيك وادى بزرگى برخورد كه آبى خروشان دارد و بتك آن دست نرسد و گذر از آن ميسر نباشد ، و در پس آن كوهها از نقره باشد .
از اينجا در تدبير خالق حكيم انديشه كن كه - جل اسمه - خواسته ببندههايش توانائى و وسعت خزائنش را بنمايد تا بدانند كه اگر خواهد به آنها كوههاى نقره بدهد تواند ولى در آن مصلحت نيست ، زيرا در اين صورت از اعتبار ساقط ميشد و سودى نداشت ، و از اينجا عبرت گير كه بسا چيز تازهاى ببازار آيد و تا اندك و كميابست نفيس و باارزش است و چون در دست مردم فراوان شد از نظر افتد و ارزش آن كم شود و نفيس بودن اشياء از كميابى آنها است .
تتميم پرسوديست [ در بارهء اثر بخشى خدا در ممكنات ]
بدان آنچه از آيات بسيار و اخبار متواتر بر آيد اينست كه اثر بخشى خدا در ممكنات نياز بمايه و آمادگى ندارد و همانا فرمانش اينست كه چون خواهد چيزى را گويد باش و مىباشد ، خدا بهر چيز سودى و اثرى و خاصيتى سپرده و اثر بخشى آنها وابسته باذن خدا تعالى و جلو نگرفتن وى از آنست ، چنانچه شيوه خدائيست كه آدمى را از آميزش مرد و زنى و نطفه در رحم و علقه و مضغه كردن آن آفريند ، و چون جز آن را خواهد آدم بىپدر آفريند مانند عيسى و بىمادر نيز مانند آدم و حوّاء ، و شب پره عيسى و پرنده ابراهيم و جز آن از معجزههاى ثابت پيغمبران در باره زنده كردن مردهها .
آتش را سوزان ساخته و چون جز آن خواهد به او گويد سرد و سلامت باش بر ابراهيم ، سنگين را فرو شو در آب و به زير آن از هوا نموده ، و قدرت نمائى كرده كه بسيارى بر روى آب راه روند و آنها را به آسمان بالا برده ، آب بطبع خود فروگير است ولى حكم كرد تا كوهها از آن در هوا بر آمدند و بنى اسرائيل از دريا گذشتند ،