6 - و در تفسير قول خدا « برآيد از آنها لؤلؤ و مرجان ، 22 - الرحمن » كه مقصود آب آسمان و آب دريا است و چون باران آيد صدفهاى دريا دهن گشايند و باران در آن ريزد ، و لؤلؤ خرد از قطره خرد باشد و لؤلؤ درشت از قطره درشت آفريده شود .
بيان : اين يك وجه است در تأويل آيه كريمه و مفسرانش از ابن عباس روايت كردند ، و مؤيدش آنست كه از درياى شيرين لؤلؤ برنيايد بنا بر مشهور ، و شايد آفرينش از قطره به اين معنا است كه در آن اثرى دارند نه اينكه قطرهها مايه آنند ، و گفتار كامل در اين باره در جاى خود آيد .
6 - در معانى الاخبار ( ص 319 ) : بسندش از محمّد بن ابراهيم تيمى كه ما نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بوديم تيكه ابرى پديد شد ، حاضران گفتند يا رسول اللَّه ابريست پديدار ، فرمود : پايههايش را چگونه بينيد ؟ گفتند : چه بسيار خوبست و برجا فرمود : پرههاى كشيدهء آن را چون بينيد ؟ گفتند يا رسول اللَّه چه بسيار خوب و درهمند فرمود : چگونه بينيد رنگ قيرگونش را ؟ گفتند : يا رسول اللَّه ، چه خوبست و بسيار سياه است فرمود : چگونه بينيد چرخش آن را ؟ گفتند : يا رسول اللَّه چه بسيار خوبست و خوش دائره ، فرمود : چگونه بنگريد برقش را پخش مىشود يا جرقه است يا عمودى و كشيده است ، گفتند : يا رسول اللَّه عمودى و كشيده است رسول خدا فرمود : باران ، گفتند يا رسول اللَّه چه شيوائى تو ، ما نديديم شيواتر از تو ، فرمود : چه مانعى از آن دارم با اينكه قرآن بزبانم فرو آمده « به زبان عربى روشن » .
و از ابى عبيده در شرح حديث نقل شده كه قواعد ابر پايههاى آنست كه در افق پهن شدند ، مانند شده به پايههاى خانه ، خدا هم فرموده « و چون ابراهيم پايههاى خانه كعبه را بر آورد و هم اسماعيل ، 127 - البقره » بواسق : پرههاى كشيده ابر است در فضا تا بافق ديگر و هر درازى را باسق گويند و خدا عزّ و جلّ فرموده :
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 319
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١٩