بار باشند كه وقر بار سنگينى است بر دوش يا درون ، جاريات يسراً كشتى كه به آسانى بر آب روانست تا هر جا برده شود ، و گفتهاند آن هم ابر است كه به آسانى بهر سرزمينى خدا آن را ميبرد .
و گفتهاند هفت ستاره سيّارند ، و مقسمات امر فرشتههايند كه امور را طبق فرمان ميان مردم پخش كنند ، خدا به اين چيزها سوگند ياد كرده چون براى بندهها سودمند و دليل بر يگانگى خدا و بدائع صنعش باشند ، گفتهاند مقصود سوگند به پروردگار اين چيزها است ( پايان ) .
(
بِماءٍ مُنْهَمِرٍ
) آب فرو ريخته ، رازى در ( ج 7 ص 786 ) تفسيرش گفته :
مقصود از گشودن و از ابواب و از سماء يا حقيقت آنها است و گوئيم آسمانها در دارند و باز و بسته شود و دور نيست و يا بر سبيل استعاره است ، چون ظاهر اينست كه آب باران از ابر است و اين تعبير چنانست كه در باران تند گويند ناودان به آسمان گذاشتند ، يا درهاى مشك را گشودند ، يعنى بمانند آنست .
« آيا بنگريد آبى كه بنوشيد » بيضاوى در ( ج 2 ص 492 ) تفسيرش گفته :
يعنى آب گوارا و نوشيدنى كه از ابر آمده ابر سفيد كه آبش گواراتر است يا مائيم فرو آورش . . .
لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً
يعنى روزى فراوان به آنها داديم و آب فراوان را نام براى آنكه مايه زندگى است و فراوانى و ميان عرب كمياب بوده .
ميگويم : تفسير باقى سوره در باب جن آيد و در آن چيزها است كه مناسب اين بابست .
[ روايات ]
1 - در تفسير على بن ابراهيم ( 427 ) : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه هشام بن عبد الملك به حج رفت و ابرش كلبى بهمراه او بود ، و در مسجد الحرام به امام ششم برخوردند ( و ترجمه اين حديث در باب به دو خلقت به شماره 47 گذشته ) .
2 - در علل ( ج 2 ص 141 ) : بسندش تا امام پنجم عليه السّلام كه شيوه على عليه السّلام