تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
بود در زير نخست باران ميايستاد تا سر و ريش و جامه‌اش تر ميشدند ، و به او گفته ميشد ، الكنّ ، الكنّ ، ميفرمود : اين آبيست كه تازه از عرش آمده ، سپس شروع ميكرد بحديث ، ميفرمود : راستى زير عرش دريائى است و در آن آبى كه روزى جانوران از آن ميرويد ، و چون خدا خواهد براى آبها از رحمت خود بروياند ، خدا عزّ و جلّ وحى فرستد و ببارد از آن هر چه خواهد از آسمانى تا آسمانى تا برسد به آسمان دنيا و آن را بابر افكند و ابر چون غربال است . سپس خدا به او وحى كند كه آن را بفشار و آب كن مانند نمك در آب و آن را در فلان جا ببر يكباره يا چند باره و ببارد بر آنها چنانش كه فرمايد ، و قطره‌اى نبارد جز اينكه با آن فرشته ايست تا آن را بجاى خود رساند و از آسمان قطره‌اى فرو نشود جز به شماره وزن معين جز آنچه در زمان طوفان عهد نوح عليه السّلام باريد كه در آن بارانى سيل‌آسا باريد بىشماره و وزن . در قرب الاسناد هم بسندى مانندش آورده ( ص 42 ) . 3 - در تفسير ( 446 ) : بسندش از امام پنجم عليه السّلام در تفسير قول خدا « و فرو فرستاديم از آسمان آبى به اندازه و جا داديم آن را در زمين » كه آن نهرها و چشمه‌ها و چاهها است . و على بن ابراهيم در تفسير قول خدا « آيا ندانى خدا ميراند ابر را » گفته : يعنى برميانگيزد آن را از زمين سپس الفت مياندازد ميان آنها و چون سخت شد بادى فرستد تا آن را بفشارد و از آن باران درآيد و اينست معنى قول خدا كه « بينى ودق را كه برآيد از ميانه آن » يعنى باران . 4 - و از همان ( 403 ) : بسندش از حارث اعور كه از امير المؤمنين عليه السّلام پرسش شد از ابر كه در كجا است ؟ فرمود : بر درختى در هم كناره دريا منزل كند در آن ، و چون خدا خواهد بفرستدش ، بادى فرستد تا آن را برانگيزد . 5 - در قرب الاسناد بسندى از امام پنجم عليه السّلام كه على عليه السّلام فرمود : ابر غربال بارانست و اگر نبود هر چه باران بدان ميريخت تباه ميشد .